به گزارش نویاب، در روزهایی که صنعت پتروشیمی کشور با چالشهایی چون ناترازی گاز، محدودیت منابع مالی و فشارهای خارجی مواجه است، بار دیگر نام پتروشیمی گلستان در فضای رسانهای مطرح شده است. پرسش اساسی اینجاست: آیا در چنین شرایطی سرمایهگذاری در پروژهای مانند گلستان توجیه دارد؟
پاسخ روشن است؛ بله. اما نه صرفاً به عنوان یک مجتمع اوره و آمونیاک، بلکه بهعنوان یک پروژه ملی با ظرفیتهای چندبعدی.
جایگاه جغرافیایی و ژئوپلیتیک گلستان، نخستین امتیاز این طرح است. همجواری با ترکمنستان، دسترسی به بنادر شمالی و نزدیکی به بازارهای آسیای میانه و قفقاز، موقعیتی بیبدیل در اختیار این استان قرار داده است؛ ظرفیتی که بسیاری از مجتمعهای پتروشیمی کشور از آن بیبهرهاند.
چشمانداز تأمین خوراک نیز روشن است. هرچند در حال حاضر ناترازی گاز یکی از چالشهای اصلی صنعت است، اما میادین گازی شمال شرق از جمله کپهداغ، قزلتپه و عطار میتوانند در آینده نزدیک پشتوانهای پایدار برای پروژه باشند. بر همین اساس، اجرای طرح اوره و آمونیاک در گلستان نه تنها منطقی، بلکه ضرورتی راهبردی محسوب میشود؛ طرحی که علاوه بر ایجاد اشتغال گسترده، بستر توسعه صنایع پاییندستی و تولید کودهای شیمیایی را نیز فراهم میکند.
ابعاد فراملی پروژه از دیگر نکات کلیدی است. وسعت زمینهای پتروشیمی گلستان و موقعیت ژئوپلیتیک آن، ظرفیت تبدیل شدن به یک پایانه صادراتی بزرگ را فراهم کرده است. این پایانه میتواند مشابه نقش آنتورپ در اروپا، به دروازه صادرات ایران به آسیای میانه، قفقاز و روسیه بدل شود و مسیرهای جدیدی برای صادرات محصولات پتروشیمی کشور بگشاید.
مدل مرحلهای توسعه نیز مزیتی مهم به شمار میآید. آغاز فعالیت با محصولات میانی و کودهای شیمیایی، امکان بهرهبرداری سریع از ظرفیتهای موجود را فراهم میکند و در عین حال زمینه را برای اجرای فازهای بعدی و احداث واحدهای کامل اوره و آمونیاک هموار میسازد. چنین رویکردی در بسیاری از پروژههای موفق جهان تجربه شده و نتایج پایداری به همراه داشته است.
در نهایت، باید پذیرفت که پتروشیمی گلستان یک انتخاب اضافی یا تکراری نیست، بلکه ضرورتی استراتژیک برای امنیت انرژی، توسعه صادرات و تحقق عدالت منطقهای. تجربه نشان داده است که در سختترین شرایط، پروژههایی ماندگار میشوند که بر پایه نگاه ملی و آیندهنگرانه طراحی و اجرا شدهاند. پتروشیمی گلستان یکی از همین پروژههاست.



