بافت تاریخی گرگان؛ از خبر واگذاری تا واقعیت‌های نادیده

همان روزی که خبر واگذاری ۵۰ هکتار از بافت تاریخی گرگان به بابک زنجانی منتشر شد، کسانی که واقعیت کالبدی این بافت را می‌شناختند، از همان ابتدا، انتشار این گونه خبر را بیشتر یک اشتباه رسانه‌ای و مدیریتی می‌دانستند تا یک خبر دقیق و قابل اتکا؛ فعالان رسانه‌ای باتجربه‌تر نیز به‌خوبی می‌دانستند که انتشار چنین خبری، آن هم درباره موضوعی به حساسیت بافت تاریخی گرگان، چه تبعاتی می‌تواند به دنبال داشته باشد.

زیبا بالاجادی
8 دقیقه - زمان مطالعه
محمد مهدی صفائی

به گزارش نویاب به نقل از محمدمهدی صفائی، فعال فرهنگی و اجتماعی؛ همان روزی که خبر واگذاری ۵۰ هکتار از بافت تاریخی گرگان به بابک زنجانی منتشر شد، کسانی که واقعیت کالبدی این بافت را می‌شناختند، از همان ابتدا، انتشار این گونه خبر را بیشتر یک اشتباه رسانه‌ای و مدیریتی می‌دانستند تا یک خبر دقیق و قابل اتکا؛ فعالان رسانه‌ای باتجربه‌تر نیز به‌خوبی می‌دانستند که انتشار چنین خبری، آن هم درباره موضوعی به حساسیت بافت تاریخی گرگان، چه تبعاتی می‌تواند به دنبال داشته باشد.

برخلاف آنچه در روزهای اخیر به نظر می‌رسد، مجموعه میراث فرهنگی و گردشگری، در این ماجرا بیش از آنکه عامل اصلی باشد، شاید دچار غفلت شد و البته در معرض پیامدهای تصمیم و اطلاع‌رسانی­های اشتباه دیگران قرار گرفت. از سوی دیگر آتش‌سوزی مجموعه بناهای ضلع شمال غربی میدان شهرداری گرگان، تیغ انتقادها را بیش از گذشته متوجه مجموعه میراث فرهنگی کرد… اما واقعیت چیست؟

Ad image

بافت تاریخی گرگان کجاست؟

بافت تاریخی گرگان، یا همان حصار قاجاری شهر استرآباد، محدوده‌ای حدود ۱۵۰ هکتاری را شامل می‌شده که به‌طور تقریبی از محدوده امروزی میدان ولیعصر یا کاخ (دروازه بسطام)، میدان شهداء (دروازه سبزه‌مشهد)، میدان مازندران و تپه تاریخی قلعه‌خندان (دروازه مازندران) تا محدوده میدان سرخواجه (دروازه چهل‌دختران) امتداد داشته است. البته آنچه که امروز عموم مردم با عنوان «بافت تاریخی گرگان» می‌شناسند، محدوده کوچک‌تری است که تقریباً در چهارچوب خیابان‌های شهدا، شهید رجایی، امامزاده و سرخواجه قرار دارد و شامل مساحتی در حدود ۶۰ هکتار است. همین محدوده نیز از صدها پلاک ریز و درشت تجاری، مسکونی و سایر کاربری‌ها تشکیل شده است؛ پلاک‌هایی که مالکان متعدد دارند و طی دهه‌های گذشته نیز تغییرات مالکیتی فراوانی در آنها رخ داده است. واقعیت ساده و مهم این است که امروز پیدا کردن زمینی با مساحت بیش از هزار مترمربع در این محدوده، احتمالاً از شمار انگشتان دو دست نیز فراتر نمی‌رود. اینها واقعیت‌های کالبدی بافت تاریخی گرگان است؛ واقعیت‌هایی که نمی‌توان آنها را در یک خبر یا یک اعلام آمادگی، نادیده گرفت.

از واگذاری تا صرفا یک پیشنهاد!

با توجه به همین واقعیت‌های کالبدی، اساساً تعبیر «واگذاری ۵۰ هکتار از بافت تاریخی گرگان» نمی‌تواند تعبیر دقیقی باشد. به نظر می‌رسد مجموعه دات‌وان صرفاً اعلام آمادگی برای تملک حداکثر ۵۰ هکتار را مطرح کرده باشد؛ آمادگی‌ای که البته خود آن نیز باید بر اساس مطالعات فنی، اقتصادی، حقوقی و شهرسازی مشخص شود. در غیر این صورت، تملک صدها پلاک با مالکان متعدد، مستأجران، حقوق سرقفلی و انواع محدودیت‌های ثبتی و حقوقی، کاری بسیار دشوار و در عمل نزدیک به محال خواهد بود. از سوی دیگر، تجربه ناکام طرح «آفتاب» که به تخریب بخش قابل توجهی از بافت تاریخی گرگان در محدوده سرخواجه انجامید، باید برای هر سرمایه‌گذاری که قصد ورود به این حوزه را دارد، یک تجربه مهم و قابل مطالعه باشد. بافت تاریخی گرگان بیش از آنکه به پروژه‌های بزرگ و پرسر‌وصدا نیاز داشته باشد، به طرح‌هایی نیاز دارد که بر شناخت دقیق واقعیت‌های موجود، حقوق مالکان و مطالبات شهروندان استوار باشند.

آتش‌سوزی ۲۶ مرداد؛ یک موضوع جداگانه

آتش‌سوزی گسترده بناهای محدوده میدان شهرداری گرگان که شامگاه دوشنبه ۲۶ مرداد رخ داد، برخلاف برخی برداشت‌ها، ارتباطی با پیشنهاد مجموعه دات‌وان ندارد. آتش در مجموعه‌ای از بناها رخ داد که بنا بر اطلاعات موجود، پیش‌تر توسط یک شخص حقیقی خریداری شده و مالک نیز با بخش عمده‌ای از مستأجران و صاحبان سرقفلی به توافق رسیده بود. بر همین اساس، مالک اساساً قصد احداث بنا در این محدوده را داشته است. در عین حال، ضوابط اعلامی میراث فرهنگی درباره جداره‌های پیرامون میدان شهرداری، بر حفظ سیمای تاریخی این بناها تأکید دارد. بنابراین حتی در صورت تخریب کامل یک بنا، بر اثر آتش‌سوزی، این اتفاق لزوماً به معنای تغییر ضوابط میراث فرهنگی نیست و مالک همچنان باید در چارچوب ضوابط اعلام‌شده و با رعایت الزامات مربوط به جداره تاریخی، نسبت به بازسازی یا تجدید بنا اقدام کند.

به بیان ساده‌تر، آتش‌سوزی نمی‌تواند به‌خودی‌خود مجوزی برای تغییر ضوابط تاریخی و شهری این محدوده ایجاد کند. البته روشن است که وقوع چنین حوادثی، حساسیت‌ها درباره نحوه حفاظت، ایمنی و آینده بناهای تاریخی را چند برابر می‌کند و همین موضوع باید جدی‌تر از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

یک پیشنهاد به سرمایه‌گذاران

قدیمی‌ها می‌گفتند «سنگ بزرگ، علامت نزدن است.» شاید برای سرمایه‌گذاری در بافت تاریخی گرگان نیز بهتر باشد به جای طرح‌های بسیار بزرگ و بلندپروازانه، از پروژه‌های کوچک‌تر، اما عملیاتی آغاز کرد. پیشنهاد مشخص می‌تواند تملک چند خانه تاریخی، مرمت اصولی آنها و تعریف کاربری‌های اقتصادی و فرهنگی متناسب با ظرفیت بناها باشد. این مدل، علاوه بر آنکه امکان سنجش واقعی توان و عزم سرمایه‌گذار را فراهم می‌کند، می‌تواند اعتماد شهری را نیز به همراه داشته باشد؛ اعتمادی که در گرگان، به دلیل تجربه‌های ناموفق گذشته، به‌سادگی به دست نمی‌آید. اگر چنین پروژه‌ای موفق باشد، توسعه آن به‌صورت مرحله‌ای و در مقیاس بزرگ‌تر، منطقی‌تر و قابل دفاع‌تر خواهد بود.

دات وان و شفافیت

حضور مجموعه دات‌وان در گلستان، اگرچه با حضور بابک زنجانی و در دیدار با عالی‌ترین مقام استان انجام شد، اما اطلاع‌رسانی درباره آن با شفافیت لازم همراه نبود. این موضوع زمانی به شکل رسمی رسانه‌ای شد که مجموعه دات‌وان و بابک زنجانی، دیدار و برنامه‌های خود را در صفحات رسمی‌شان منتشر کردند. طبیعی است که ورود یک سرمایه‌گذار بزرگ به استان می‌تواند با استقبال مواجه شود؛ به‌ویژه در شرایطی که گلستان برای توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و جذب سرمایه به سرمایه‌گذاری‌های جدید نیاز دارد. اما استقبال از سرمایه‌گذاری، نباید به معنای چشم‌پوشی از ضرورت شفافیت باشد. واقعیت این است که درباره چنین پروژه بزرگی، افکار عمومی حق دارد بداند چه توافقی صورت گرفته، موضوع سرمایه‌گذاری دقیقاً چیست، چه زمینی قرار است تملک شود، چه کاربری‌هایی مدنظر است، نقش دستگاه‌های دولتی و مدیریت شهری چیست و اساساً چه مطالعاتی پشت این پیشنهاد قرار دارد. در این میان، شاید بیش از آنکه از حضور یک سرمایه‌گذار بزرگ تعجب کنیم، باید از نبود شفافیت در اطلاع‌رسانی مدیران تعجب کنیم. بافت تاریخی گرگان نه متعلّق به یک مدیر است، نه متعلّق به یک سرمایه‌گذار و نه متعلّق به یک دوره مدیریتی خاص؛ بلکه بخشی از هویت شهر است. اگر قرار است سرمایه‌ای وارد این بافت شود، حتما باید از آن استقبال کرد؛ اما این استقبال زمانی پایدار و قابل دفاع خواهد بود که سرمایه‌گذاری، شفافیت و حفاظت از هویت تاریخی شهر، همزمان در کنار یکدیگر قرار گیرند…

نگارنده: محمدمهدی صفائی، فعال فرهنگی و اجتماعی

به اشتراک بگذارید
کارشناس شبکه های اجتماعی
زیبا بالاجادی، کارشناس پیام رسان ها و محتوای سایت نویاب.
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *