از برق ۲۵ هزار تومانی تا پاکت ۳۶ هزار تومانی| روایت یک سال سخت برای صنعت سیمان

دبیر انجمن صنعت سیمان ایران گفت: افزایش هزینه‌های تولید، از برق و گاز گرفته تا پاکت و مواد اولیه، در کنار محدودیت‌های انرژی، صنعت سیمان را با یکی از دشوارترین سال‌های فعالیت خود روبه‌رو کرده است؛ با این حال مدیریت ذخایر و تامین بخشی از برق مورد نیاز، مانع از ایجاد بحران در بازار شده است.

زیبا بالاجادی
22 دقیقه - زمان مطالعه

به گزارش نویاب به نقل از ایسنا؛ صنعت سیمان به عنوان یکی از صنایع راهبردی و مادر کشور، طی بیش از ۹ دهه فعالیت، نقش مهمی در توسعه زیرساخت‌ها، اجرای پروژه‌های عمرانی، اشتغال‌زایی و ارزآوری ایفا کرده و امروز با ظرفیت اسمی حدود ۹۰ میلیون تن در سال، نه‌تنها نیاز بازار داخلی را تامین؛ بلکه یکی از صادرکنندگان مهم سیمان و کلینکر در منطقه نیز به شمار می‌رود.

اما این صنعت و کارخانجات آن طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری با چالش‌هایی از جمله ناترازی انرژی، محدودیت‌های تامین برق و گاز، افزایش هزینه‌های تولید، افت بخشی از بازارهای صادراتی و مداخلات در سازوکار بازار روبرو است و در شرایطی که تولیدکنندگان از یک سو بر ضرورت حفظ پایداری تولید و تامین نیاز داخل تاکید دارند و از سوی دیگر نسبت به افزایش هزینه‌ها و آثار محدودیت‌های انرژی بر تولید و صادرات هشدار می‌دهند، بررسی وضعیت امروز صنعت سیمان و چشم‌انداز پیش‌روی آن اهمیت بیشتری یافته است.

Ad image

در همین راستا علی‌اکبر الوندیان – دبیر انجمن صنفی صنعت سیمان ایران با حضور در ایسنا، به بررسی تاریخچه و روند توسعه این صنعت، وضعیت تولید و صادرات، ظرفیت‌های موجود، چالش‌های ناشی از ناترازی انرژی، سیاست‌های قیمت‌گذاری، هزینه‌های تولید و الزامات حفظ پایداری صنعت سیمان پرداخت که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید:

صنعت سیمان در ایران از نظر قدمت و سابقه چه جایگاهی دارد؟ همچنین درباره پراکندگی جغرافیایی صنایع و معادن سیمان در کشور هم توضیح دهید.

نخستین کارخانه سیمان کشور، کارخانه سیمان ری در جنوب تهران و شهرستان ری در ۱۲ دی‌ماه سال ۱۳۱۲ با ظرفیت ۱۰۰ تن در روز و با سوخت زغال‌سنگ فعالیت خود را آغاز کرد اما پس از آن، صنعت سیمان به‌تدریج توسعه پیدا کرد، به‌گونه‌ای که تا آغاز انقلاب اسلامی ظرفیت تولید سیمان کشور به حدود ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تن در سال رسید و دوره طلایی سرمایه‌گذاری در صنعت سیمان نیز دهه ۸۰ بود که در این دهه رشد بسیار بالایی را تجربه کردیم و میزان توسعه صنعت از مجموع توسعه سال‌های قبل از آن نیز بیشتر شد و امروز ظرفیت تولید سیمان کشور به حدود ۹۰ میلیون تن در سال رسیده اما به دلیل محدودیت‌های انرژی و ناترازی‌های موجود، بیشترین میزان تولید واقعی ثبت شده، حدود ۷۶ میلیون تن است.

در بخش داخلی و نیاز کشور، مصرف سیمان سالانه حدود ۶۰ تا ۶۶ میلیون تن است؛ بنابراین علاوه بر تامین نیاز داخل، مازاد تولید وجود دارد و صادرات سالانه حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیون تن سیمان و کلینکر است و بازارهای صادراتی ما عمدتا شامل کشورهای اوراسیا، روسیه، افغانستان، عراق، ارمنستان، کشورهای حوزه خلیج فارس، هند و حتی بخشی از کشورهای آفریقایی است.

در رابطه با پراکندگی معادن و صنایع سیمان در کشور، آیا این صنعت در منطقه خاصی متمرکز شده یا در سراسر کشور پراکندگی دارد؟

خوشبختانه کارخانه‌های سیمان در تمام پهنه جغرافیایی کشور پراکنده و حتی در استان‌های مرزی نیز واحدهای تولیدی فعال هستند که بخشی از تولید خود را صادر می‌کنند و در مجموع، توسعه صنعت سیمان در کشور به‌صورت متوازن انجام شده؛ البته در برخی استان‌ها مانند اصفهان تراکم کارخانه‌ها بیشتر است و در برخی مناطق تعداد واحدها کمتر، اما در هیچ نقطه‌ای از کشور با کمبود ظرفیت تولید سیمان متناسب با نیاز آن منطقه روبرو نیستیم و همه مناطق کشور از ظرفیت کافی تولید برخوردارند.

اشاره کردید که ظرفیت تولید سالانه حدود ۹۰ میلیون تن است؛ آخرین آمار از تولید و صادرات چه می‌گوید؟ میزان ارزآوری سالانه صنعت سیمان برای کشور چقدر است؟

همان‌طور که اشاره شد، سالانه حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیون تن صادرات داریم که البته امسال به دلیل شرایطی که پیش آمده، بخشی از صادرات کشور با اختلال مواجه شد. در سه ماه اخیر، صادرات کلینکر نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۷۵ درصد کاهش یافته است و بخش عمده صادرات کلینکر از مرزهای جنوبی کشور و به کشورهای حوزه خلیج فارس انجام می‌شود که با اختلال روبه‌رو شد و در بازار عراق نیز حدود ۲۷ درصد از صادرات خود را از دست داده‌ایم. با این حال، در مقابل، صادرات سیمان وضعیت پایدارتری دارد؛ به‌ویژه به کشورهای شمالی، عمدتا روسیه و سایر همسایگان شمالی و همچنین افغانستان، صادرات مناسبی در حوزه سیمان انجام می‌شود.

طبق جدیدترین آمار در مجموع، با وجود افزایش صادرات سیمان و کاهش صادرات کلینکر، در سه ماه اخیر حدود ۳۷ درصد از صادرات خود را از دست داده‌ایم، با این حال، ارزآوری سالانه صنعت سیمان، حدود ۴۰۰ میلیون دلار بوده است.

دلیل اینکه بخش عمده صادرات ما کلینکر بوده چیست؟ چرا کشورهای مقصد بیشتر کلینکر وارد می‌کنند؟

در برخی کشورها، مانند عراق، کارخانه‌هایی وجود دارد که ظرفیت آسیاب سیمان دارند اما ظرفیت تولید کلینکر آن‌ها پایین است؛ بنابراین کلینکر را از ایران خریداری می‌کنند؛ اما به‌طور کلی، در صنعت سیمان دو محصول اصلی برای صادرات وجود دارد؛ یکی سیمان و دیگری کلینکر است که کلینکر به دلیل ماندگاری بالا، قابلیت انبارش در فضای باز و مقاومت بیشتر در برابر آسیب، برای صادرات جذابیت بیشتری داشته و حمل آن نیز به‌صورت فله آسان‌تر است و کلینکر در کشور مقصد به سیمان تبدیل می‌شود و برای آن کشور ارزش افزوده بیشتری ایجاد می‌کند؛ با این حال در مناطق شمالی و شرقی کشور، عمدتا صادرات به صورت محصول نهایی و سیمان انجام می‌شود.

با توجه به اینکه کشور با مازاد تولید سیمان مواجه است و همین موضوع به صادرات منجر شده است. به طور کلی علت رسیدن به این مازاد تولید چیست؟ آیا ناشی از منابع معدنی فراوان است یا سرمایه‌گذاری‌هایی در این صنعت انجام شده که ظرفیت تولید را بیش از نیاز داخل افزایش داده است؟

واقعیت آن است که سرمایه‌گذاری‌هایی که در صنعت سیمان انجام شد، بر اساس برنامه‌های توسعه کشور بود، اما در ادامه با رکود و عقب‌ماندگی در بخش ساخت‌وساز روبرو شدیم شدیم. در دهه ۸۰ سرمایه‌گذاری بسیار مناسبی در صنعت سیمان انجام شد و عمده ظرفیت فعلی کشور حاصل همان سرمایه‌گذاری‌هاست و پس از آن، عملا سرمایه‌گذاری جدیدی صورت نگرفت و تنها پروژه‌هایی که از قبل آغاز شده بودند، تکمیل شدند و امروز نیز سال‌هاست که سرمایه‌گذاری جدیدی در این صنعت انجام نمی‌شود.

روایت صنعت سیمان از ناترازی‌ها

این موضوع چند دلیل دارد. نخست، کاهش تقاضا ناشی از رکود یا کند شدن روند ساخت‌وساز، اجرای پروژه‌های عمرانی و صنعتی و همچنین کاهش بودجه‌های عمرانی است که موجب شده ظرفیت مازاد در این صنعت ایجاد شود و دلیل دوم نیز این است که به واسطه مداخلات دستوری در قیمت سیمان، این صنعت در مقایسه با حجم سرمایه‌گذاری مورد نیاز، از جذابیت اقتصادی کافی برای سرمایه‌گذاران برخوردار نیست.

برای مثال، امروز برای راه‌اندازی یک خط تولید یک میلیون تنی، بسته به فناوری مورد استفاده، حدود ۱۵۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری نیاز و طبیعی است که سرمایه‌گذار بازده این سرمایه‌گذاری را با سایر صنایع مقایسه می‌کند و در حال حاضر سودآوری صنعت سیمان متناسب با حجم سرمایه‌گذاری آن نیست و به همین دلیل، پروژه‌های نیمه‌تمام متعددی در صنعت سیمان وجود دارد که تکمیل آن‌ها از نظر اقتصادی برای سرمایه‌گذاران جذاب نیست.

این پروژه‌های نیمه‌تمام مربوط به سرمایه‌گذاری‌های دولتی هستند یا بخش خصوصی؟

بخش عمده این پروژه‌ها متعلق به بخش خصوصی است. البته اگر بخواهیم درباره ساختار مالکیت صنعت سیمان صحبت کنیم، حدود ۶۵ درصد کارخانه‌های فعال کشور تحت مدیریت یا نظارت نهادهای عمومی و خصولتی قرار دارند اما این به معنای استفاده از بودجه دولت نیست؛ چراکه این شرکت‌ها از منابع دولتی استفاده نمی‌کنند، اما تحت نظارت نهادهای حاکمیتی قرار دارند. برای نمونه، حدود ۳۲ درصد از کل ظرفیت این صنعت در اختیار مجموعه سیمان تامین، فارس و خوزستان است که وابسته به شستا (سازمان تامین اجتماعی) بوده و بخشی نیز متعلق به مجموعه غدیر وابسته به وزارت دفاع و بخشی در اختیار بنیاد مستضعفان و بانک ملی است که این شرکت‌ها در واقع بنگاه‌های خصولتی هستند که در بورس حضور دارند و بر مبنای قواعد اقتصادی بخش خصوصی فعالیت می‌کنند. با این حال، از نظر نظارت، حسابرسی و بازرسی، مشمول مقررات دولتی هستند.

بنابراین، نمی‌توان صرفا به دلیل وابستگی سهامدار عمده، آن‌ها را شرکت‌های دولتی دانست چراکه این شرکت‌ها سهامداران مردمی داشته و در بورس کالا و بازار سرمایه فعالیت می‌کنند و هم بخش خصوصی و هم این شرکت‌ها تحت یک سازوکار مشترک در بورس کالا به خرید و فروش محصولات خود می‌پردازند.

با ظرفیت سالانه حدود ۹۰ میلیون تن، چه میزان اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در صنعت سیمان ایجاد شده است؟

صنعت سیمان هم یک صنعت مادر است و هم با صنایع بالادستی و پایین‌دستی گسترده‌ای ارتباط دارد و علاوه بر بخش معدن، سهم قابل توجهی از حوزه حمل‌ونقل را نیز پوشش می‌دهد و به طور کلی موجب آبادانی مناطق محل استقرار کارخانه‌ها می‌شود.

وقتی یک کارخانه سیمان در منطقه‌ای احداث می‌شود، به دنبال آن زنجیره زیرساخت و توسعه راه، تامین قطعات، حمل‌ونقل، تعمیر و نگهداری ماشین‌آلات و سایر خدمات مورد نیاز نیز شکل می‌گیرد و این موضوع نقش مهمی در ایجاد امنیت اشتغال در مناطق مختلف کشور دارد.

تلاش ما برای حفظ پایداری صنعت سیمان نیز با همین نگاه انجام می‌شود؛ یعنی این صنعت علاوه بر سودآوری، باید از نظر اشتغال نیز پایدار بماند. اما دامنه اشتغال صنعت سیمان صرفا به کارکنان کارخانه‌ها محدود نیست. شاید اشتغال مستقیم این صنعت حدود ۵۰ هزار نفر باشد، اما با احتساب فعالیت معادن، حمل‌ونقل، مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‌ها و سایر بخش‌های وابسته، صنعت سیمان یک زنجیره گسترده از اشتغال و امنیت اقتصادی را در مناطق مختلف کشور ایجاد کرده است.

هر سال در فصل تابستان با ناترازی انرژی و محدودیت برق برای صنایع روبه‌رو هستیم. شاید در سال‌های گذشته این موضوع صرفا یک چالش محسوب می‌شد، اما با توجه به شرایط نیروگاهی کشور، به نظر می‌رسد ناترازی انرژی به یک مسئله دائمی تبدیل شده است.

براساس برخی آمارهای بین‌المللی، حدود ۴۰ درصد برق جهان از نیروگاه‌های زغال‌سنگی تامین می‌شود و بخش عمده سوخت صنایع فولاد و سیمان نیز از زغال‌سنگ است. علت اینکه در کشور ما به این سمت حرکت نشده، چیست؟ در حال حاضر وضعیت صنعت سیمان از نظر تامین برق در چه وضعیتی قرار دارد؟ میزان نیاز برق این صنعت چقدر است و چه میزان برق در اختیار واحدهای تولیدی قرار می‌گیرد؟ چه بخشی از برق از طریق تعرفه‌های عادی و چه بخش از طریق بازار آزاد یا تابلو سبز بورس انرژی تامین می‌شود؟

واقعیت این است که چند سالی است با ناترازی انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم و اگرچه در سال‌های نخست این موضوع صنعت را غافلگیر کرد، اما امروز شرایط متفاوت است. صنعت سیمان تجربه بیشتری کسب کرده و برنامه تعمیرات اساسی کارخانه‌ها را نیز تا حد امکان به ماه‌هایی منتقل کرده که محدودیت انرژی وجود دارد. به همین دلیل، تنش سال‌های ابتدایی تا حد زیادی مدیریت شده و امروز صنعت از نظر ذهنی آمادگی دارد که در این مقاطع زمانی با محدودیت انرژی روبه‌رو شود.

از سوی دیگر، کارخانه‌ها ذخایر کلینکر خود را افزایش داده‌ تا بتوانند در زمان محدودیت تولید، بازار سیمان کشور با مشکل روبرو نشود و این موضوع به حفظ آرامش بازار کمک کرده است. اما درباره میزان برق تخصیصی؛ سال گذشته در همین مقطع زمانی، حدود ۶۵۰ مگاوات برق در اختیار صنعت سیمان قرار گرفت و در ساعات غیرپیک نیز این میزان به حدود ۷۰۰ مگاوات می‌رسید و به همین دلیل تولید نسبتا مناسبی داشتیم. با این حال، امسال شرایط متفاوت است. از یک سو ناترازی برق تشدید شده و از سوی دیگر شرایط خاص کشور نیز بر این وضعیت اثر گذاشته و در حال حاضر حدود ۴۰۰ مگاوات برق برای صنعت سیمان تامین می‌شود.

از ابتدای تیرماه، وزارت نیرو اعلام کرد که برای تابستان محدودیت ۸۵ درصدی برق صنایع اعمال خواهد شد. اگر این تصمیم اجرا می‌شد، شرایط بسیار بحرانی را تجربه می‌کردیم و در این مدت جلسات متعددی با وزارت صمت و وزارت نیرو برگزار و خوشبختانه در نهایت وزارت نیرو در این تصمیم تجدیدنظر کرد و حداقل ۴۰۰ مگاوات برق را برای صنعت سیمان تامین کرد؛ البته بخشی از برق مورد نیاز نیز از طریق خرید برق آزاد تأمین شد تا بتوانیم تولید را در حد نیاز بازار حفظ کنیم.

در سه ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۱۵ درصد رشد تقاضا و فروش داشتیم؛ به همین دلیل، اگر محدودیت ۸۵ درصدی اعمال می‌شد، قطعا کشور با بحران جدی در تامین سیمان روبرو بود.

خوشبختانه با تامین ۴۰۰ مگاوات برق و همچنین خرید برق از بازار آزاد، توانستیم تا حد زیادی بازار را مدیریت کنیم، هرچند دولت برای جلوگیری از بروز بحران، محدودیت‌هایی را در بازار اعمال کرد که در نتیجه آن حدود ۴۰ درصد از بازار خود را از دست دادیم.

این محدودیت‌ها دقیقا چه بودند؟

صنعت سیمان در بورس کالا فعالیت می‌کند و طبیعتا باید بر اساس سازوکار عرضه و تقاضا پیش برود. ما مکلف هستیم سیمان مورد نیاز کشور را تامین کنیم و خریداران نیز بر همان اساس خرید خود را انجام دهند؛ اما زمانی که محدودیت‌هایی برای خرید اعمال می‌شود، بازار کوچک‌تر می‌شود.

برای مثال، با اعمال محدودیت بر کدهای معاملاتی یا تعیین شروطی برای خرید، عملا بخشی از تقاضا از بازار حذف می‌شود و حتی در مقاطعی برخی کدهای معاملاتی اجازه خرید نداشتند که این موضوع باعث کوچک شدن بازار و کاهش فروش شد و این در حالی است که ذخایر کافی در اختیار داشتیم و امکان تامین بازار وجود داشت و این محدودیت‌ها اعمال شد. البته بعد از بررسی شرایط و اطمینان از کافی بودن ذخایر، محدودیت‌های بورس کالا در هفته گذشته برداشته شد و امروز بازار در حال بازگشت به شرایط عادی است.

بر اساس برنامه هفتم توسعه، وزارت نیرو مکلف است ۳۰ درصد از برق صنایع را از طریق بازار آزاد یا بورس انرژی تامین کند و صنعت سیمان اصولا مخالفتی با این موضوع ندارد. آنچه برای ما مشکل ایجاد کرده، نحوه اجرای این سیاست است. زمانی که وارد بازار برق شدیم، قیمت برق بازار از میانگین حدود۵۰۰۰ تومان به ازای هر کیلووات ساعت، در مدت کوتاهی به حدود ۱۵ هزار تومان رسید و حتی در برخی معاملات نرخ‌های ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان را نیز تجربه کرد.

 

مسئله مهم این است که صنعت سیمان یک صنعت انرژی‌بر است و برای تولید هر تن سیمان به طور متوسط بیش از ۱۱۰ کیلووات ساعت برق مصرف می‌شود بنابراین افزایش قیمت برق، هزینه سنگینی را به این صنعت تحمیل می‌کند. بنابراین اگر قرار است برق از بازار تامین شود، دو شرط باید رعایت شود؛ نخست اینکه انرژی به میزان کافی در بازار آزاد وجود داشته باشد تا صنایع با کمبود عرضه مواجه نشوند و دوم اینکه مابه‌التفاوت هزینه برق در قیمت نهایی سیمان لحاظ شود تا توان تولید صنعت حفظ شود چراکه در حال حاضر، قیمت سیمان تحت کنترل قرار دارد و تولیدکننده نمی‌تواند هم برق آزاد خریداری کند و هم محصول خود را با قیمت‌های فعلی عرضه کند.

اما طبق قانون برنامه هفتم، صنایعی که از ارز ترجیحی یا ارز رانتی استفاده نمی‌کنند، نباید مشمول قیمت‌گذاری دستوری باشند. آیا این موضوع درباره صنعت سیمان اجرا نمی‌شود؟

از نظر قانون، زمانی که وارد بورس کالا شده‌ایم، باید قواعد بورس بر قیمت‌ها حاکم باشد. هرچه مداخله در بازار بیشتر باشد، مشکلات نیز بیشتر خواهد شد. وقتی با ابزارهای مختلف، خرید محدود می‌شود، تولیدکننده آسیب می‌بیند و راهکار این است که تولید در سطح مناسب حفظ شود، تقاضای بازار پاسخ داده شود و قیمت‌ها نیز بر اساس عرضه و تقاضا در بورس کالا شکل بگیرد. به طور کلی قاعده‌گذاری در این حوزه باید بر عهده بورس باشد و تجربه امسال نشان داد که با مداخلات انجام‌شده، بخشی از بازار خود را از دست دادیم، در حالی که هم ذخایر کافی داشتیم و می‌توانستیم نیاز بازار را تامین کنیم.

البته شرایط خاص کشور و اتفاقاتی که رخ داد، باعث شد مسئولان تصمیماتی برای مدیریت بازار اتخاذ کنند، اما درخواست ما این است که با توجه به حضور صنعت سیمان در بورس کالا، اجازه داده شود قواعد بازار بر معاملات حاکم باشد.

صنعت سیمان یک بنگاه اقتصادی است و در سال جاری با افزایش قابل توجه هزینه‌ها روبرو شده است برای مثال، در حوزه برق دولتی، علاوه بر هزینه خرید برق از بازار و بورس  انرژی، تعرفه‌های دولتی نیز بیش از ۱۲۰ درصد افزایش یافت؛ در بخش گاز نیز با محدودیت جدی روبه‌رو هستیم و مصرف روزانه صنعت سیمان که حدود ۲۸ میلیون مترمکعب گاز است در حال حاضر به ۳.۵ میلیون مترمکعب محدود شده و در چنین شرایطی ناچار به استفاده از مازوت هستیم و حتی باید هزینه حمل‌ونقل این سوخت (مازوت) را نیز پرداخت کنیم؛ یعنی عملا معادل قیمت گاز، هزینه حمل نیز به صنعت تحمیل می‌شود.

از سوی دیگر در سایر بخش‌ها نیز افزایش هزینه‌ها بسیار قابل توجه است. برای نمونه امسال، قیمت مواد ناریه (مواد انفجاری مورد استفاده برای معادن) حدود ۱۵۰ درصد افزایش یافته و هزینه مواد نسوز نیز حدود ۲۴۰ درصد رشد کرده که بخش عمده آن ناشی از افزایش نرخ ارز است.

حتی در حوزه بسته‌بندی نیز قیمت پاکت سیمان که سال گذشته حدود ۹۰۰۰ تومان بود، امروز به حدود ۳۶ هزار تومان رسیده است؛ بنابراین صنعت سیمان با رشد قابل توجه هزینه‌های تولید مواجه است.

در مقابل، قیمت سیمان چه میزان رشد کرده است؟

سال گذشته، با وجود همه محدودیت‌ها، صنعت سیمان از نظر تولید، فروش و درآمد نسبتا پایداری داشت و در هیچ مقطعی نیز کشور با کمبود سیمان مواجه نشد که به طور کلی می‌توان گفت سال گذشته، سال نسبتا مطلوبی برای صنعت سیمان بود.

اما امسال، از ابتدای سال جاری تا امروز، میانگین موزون قیمت سیمان فله در کشور حدود ۳۸ درصد افزایش داشته و قیمت سیمان پاکتی نیز حدود ۴۴ درصد رشد کرده و در حال حاضر، متوسط قیمت هر کیلوگرم سیمان پاکتی حدود ۴۱۰۰ تومان و قیمت سیمان فله حدود ۳۰۰۰ تومان است.

البته بخش عمده اختلاف قیمت سیمان فله و پاکتی، ناشی از هزینه پاکت است؛ یعنی تقریبا همان مبلغی که بابت پاکت پرداخت می‌شود، به مبنای اختلاف قیمت این دو محصول تبدیل شده؛ بنابراین نباید شرایط صنعت سیمان در سال جاری را با سال گذشته مقایسه کرد؛ چراکه امسال صنعت با افزایش قابل توجه هزینه‌های تولید و محدودیت‌های متعدد در حوزه انرژی و تامین نهاده‌ها روبه‌رو بوده است.

به اشتراک بگذارید
کارشناس شبکه های اجتماعی
زیبا بالاجادی، کارشناس پیام رسان ها و محتوای سایت نویاب.
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *