به گزارش نویاب، نجمه جهان تیغ، بسیاری از افراد به دنبال میانبر هستند، اما کمتر کسی پیدا میشود که باور داشته باشد برای رسیدن به قله، باید تمام روز را در مسیر پیادهروی سپری کرد. «حامد طلوعنژاد» مردی که از سن ۱۸ سالگی، وقتی دیگران در جستجوی تفریح بودند، با قیچی و شانه وارد دنیای آرایشگری شد، نمونهی بارز همین استمرار است. او از روزهایی میگوید که نرخنامهها حتی هزینهی ماندن در مغازه را هم پوشش نمیداد و از دوران سختی که کرونا و جنگ، چالشهای بزرگ پیش روی او گذاشت. طلوع نژاد علاوه بر اینکه مدیر مجموعه «گراد» است، بلکه با افتخار، مسئولیت خدمت به همصنفهایش را در جایگاه ریاست اتحادیه پذیرفت. در این گفتگو، با مردی صحبت میکنیم که معتقد است «پول را باید از دهن شیر بیرون کشید» و تنها راه موفقیت، در «پاشکسته بودن» و استمرار تمامعیار است.
*اقای طلوع نژاد اگر بخواهیم به عقب برگردیم، اولین جرقه این مسیر در سن ۱۸ سالگی چگونه زده شد؟
همه چیز از سال ۸۲ شروع شد. در آن زمان ۱۸ ساله بودم و کارآموزی آرایشگری را آغاز کردم. حدود یک سال را به عنوان کارآموز گذراندم و بعد از آن، در مغازهی یکی از آشنایان مشغول به کار شدم. البته در سال ۸۳، برای انجام وظیفه خدمت سربازی، مدتی از این فضای حرفهای دور بودم، اما وقتی برگشتم، تصمیم گرفتم مسیر خودم را بسازم. نخستین سالنی که با برند خودم اجاره کردم، در سال ۸۵ بود.
* شروع کار در سال ۸۵، قطعا با چالشهای اقتصادی همراه بوده، آن روزها چگونه دوام میآوردید؟
بله، در ابتدا شرایط اصلا ساده نبود. نرخنامهها بسیار پایین بود و در واقع، دخل و خرج اصلا با هم نمیرفت. یعنی به سختی میتوانستیم خودمان را سرپا نگه داریم. آن موقعها کار را در محل خودمان شروع کردیم. مشتریان من در ابتدا همان بچهمحلها، دوستان و آشنایان بودند. اما هدف ما از همان روز اول روشن بود: جلب رضایت مشتری. تلاش میکردیم کاری کنیم که هیچکس از آرایشگاه ما ناراحت بیرون نرود تا کمکم ناممان در میان مردم بچرخد.
*چه زمانی احساس کردید که دیگر یک آرایشگر معمولی نیستید و موفق شده اید؟
در سال ۹۰ بود که احساس کردم دیگر به یک برند معتبر تبدیل شدهام. در آن مقطع، تمام توان و تمرکز خود را روی دیزاین و طراحی سالن گذاشتم. در آن زمان بسیار به دنبال سبکهای بروز و مدرن بودم تا سالن «گراد» با دیگران متفاوت باشد. این تلاشها باعث شد که با تشویق دوستانم، کاندیدای اتحادیه آرایشگران شوم و امروز با افتخار، در این جایگاه در حال خدمت به همصنفهای عزیزم هستم.
* شما دوران بسیار سختی را از نظر اقتصادی و اجتماعی پشت سر گذاشتهاید، از کرونا بگویید.
بله، در زمان کرونا تمام مشاغل و بهویژه ما آسیبهای بسیار شدیدی دیدیم. آن دوران، جزو سختترین روزهای کاری زندگی من بود. و متاسفانه، اکنون هم در زمان جنگ، با چالشهای مشابهی روبرو هستیم که مدیریت کسبوکار را دشوار میکند.
* در این سالهای طولانی حضور در بازار، بزرگترین درسی که از این دنیای پرجنبوجوش گرفتهاید چه بوده است؟
بزرگترین درس من این است که «حق گرفتنی است». باید تمام تلاش خود را برای گرفتن حقمان بکنیم و در کنار آن، توکل به خدا، باید تمام توانمان را هم به کار بگیریم. به قول بازاریهای قدیمی، «پول را در این بازار باید از دهن شیر بیرون کشید» و این کار هم با هیچ چیز، جز تلاش، تلاش و باز هم تلاش محقق نمیشود.
* با توجه به تجربهی طولانی، چه نگاهی به نسل جوان و کارآموزان امروز دارید؟
من از سن ۱۳ سالگی پسرم را در کنار خودم آوردم و او را در این حرفه آموزش دادم تا با اصولی کار کند.
راستش را بخواهید، متاسفانه جوانترها امروزه استمرار در کار را ندارند. من بیش از بیست سال است که آرایشگرم و صبح تا شب در مغازه هستم. گاهی حتی پیش میآید که ناهار را هم در همان مغازه میخورم. ما یک اصل داریم: «کاسب باید پاشکسته باشد». اما جوانهای امروز میگویند: «صبح خبری نیست برویم خانه، شب خبری نیست برویم خانه!» و این یعنی عدم استمرار. من به آنها توصیه میکنم از راحتطلبی دوری کنند و منتظر لقمهی آماده نباشند.



