از مهاجرت نخبگان تا مهاجرت مهارت؛ وقتی نظام آموزشی از تحولات جامعه عقب می‌ماند

مسئله امروز ایران دیگر صرفاً «مهاجرت نخبگان» نیست؛ ما با یک جابه‌جایی ساختاری در حال مواجهه‌ایم که از خروج نخبگان عبور کرده و به «مهاجرت گسترده مهارت» رسیده است. این روند نشان می‌دهد بحران سرمایه انسانی نه در سطح دانشگاه‌ها، بلکه در عمق نظام حکمرانی آموزشی و اقتصادی ریشه دارد؛ جایی که همزمان با فرسایش امید داخلی، مرجعیت آموزش و مهارت‌آموزی نیز به خارج از مرزها منتقل شده است.

6 دقیقه - زمان مطالعه

سال‌هاست که مسئولان درباره «مهاجرت نخبگان» سخن می‌گویند. گزارش‌ها منتشر می‌شود، همایش‌ها برگزار می‌شود و بارها درباره خروج سرمایه انسانی هشدار داده شده است. اما واقعیت این است که سیاست‌گذاری کشور همچنان درگیر مسئله‌ای است که دیگر از آن عبور کرده‌ایم. مسئله امروز ایران صرفاً مهاجرت نخبگان نیست؛ مسئله، مهاجرت گسترده مهارت است.

اگر روزی خروج استاد دانشگاه، پژوهشگر یا دانشجوی ممتاز زنگ خطر محسوب می‌شد، امروز تکنسین‌ها، برنامه‌نویسان، نیروهای فنی، متخصصان صنعتی، فعالان حوزه خدمات، مهندسان جوان و حتی کارگران ماهر نیز در صف مهاجرت قرار گرفته‌اند. این تحول، یک تغییر کمّی نیست؛ یک تغییر کیفی در ساختار بحران سرمایه انسانی کشور است.

Ad image

زمانی مهاجرت، انتخاب بخشی از نخبگان برای دستیابی به فرصت‌های بهتر بود؛ امروز به یک آرزوی عمومی در میان بخش قابل توجهی از جامعه تبدیل شده است. این یعنی بحران از سطح دانشگاه‌ها عبور کرده و به متن جامعه رسیده است. هنگامی که یک جوان برای ساختن آینده خود، نخستین گزینه را نه در شهر خود، نه در کشور خود، بلکه در کشوری دیگر جست‌وجو می‌کند، باید پذیرفت که مسئله تنها اقتصاد نیست؛ مسئله به کیفیت حکمرانی و توانایی نظام تصمیم‌گیری در ایجاد امید و چشم‌انداز بازمی‌گردد.

اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، تغییر مقصد آموزش است. امروز بخش مهمی از تقاضای آموزشی کشور به خارج از مرزها منتقل شده است. افراد برای یادگیری مهارت‌های جدید، دریافت گواهینامه‌های معتبر، ارتقای دانش تخصصی و حتی برنامه‌ریزی مسیر شغلی خود به سراغ دانشگاه‌ها، پلتفرم‌ها و مؤسسات آموزشی خارجی می‌روند. این اتفاق فقط یک انتخاب آموزشی نیست؛ نشانه کاهش اعتماد به کارآمدی نظام آموزشی داخلی است.

این پرسش باید به صورت جدی مطرح شود که دانشگاه‌های کشور، وزارت علوم و سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای طی یک دهه گذشته تا چه اندازه خود را با تحولات جهان تطبیق داده‌اند؟

جهان وارد عصر هوش مصنوعی، اقتصاد داده، اتوماسیون پیشرفته، مشاغل دیجیتال، فناوری‌های سبز و مهارت‌های میان‌رشته‌ای شده است. اما بخش قابل توجهی از نظام آموزشی ایران همچنان بر ساختارهایی تکیه دارد که برای نیازهای دهه‌های گذشته طراحی شده‌اند. در بسیاری از رشته‌ها، دانشجو پس از چهار سال تحصیل وارد بازاری می‌شود که اساساً مهارت‌های دیگری طلب می‌کند. نتیجه روشن است؛ مدرک تولید می‌شود اما مهارت تولید نمی‌شود.

واقعیت تلخ این است که نظام آموزش عالی ایران در بسیاری از موارد به کارخانه تولید مدارک دانشگاهی تبدیل شده است؛ مدارکی که نه تضمین‌کننده اشتغال هستند و نه الزاماً پاسخی به نیازهای اقتصاد ملی. از سوی دیگر، سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای نیز هنوز نتوانسته به جایگاه محوری خود در توسعه سرمایه انسانی دست یابد. در حالی که کشورهای توسعه‌یافته، نظام مهارت‌آموزی را به مهم‌ترین ابزار رقابت اقتصادی تبدیل کرده‌اند، آموزش‌های مهارتی در ایران همچنان در حاشیه سیاست‌گذاری قرار دارد.

مسئله فقط کمبود بودجه یا امکانات نیست. مسئله فقدان نگاه آینده‌نگر در حکمرانی آموزشی است. هنوز مشخص نیست چه نهادی مسئول پیش‌بینی مهارت‌های مورد نیاز ده سال آینده کشور است. هنوز ارتباط نظام‌مند و مؤثری میان دانشگاه، صنعت و بازار کار شکل نگرفته است. هنوز موفقیت دانشگاه‌ها با شاخص‌هایی سنجیده می‌شود که ارتباط مستقیمی با حل مسائل کشور و اشتغال‌پذیری دانش‌آموختگان ندارند.

در چنین شرایطی، مهاجرت دیگر صرفاً خروج افراد نیست؛ خروج سرمایه‌گذاری‌های ملی است. هر نیروی ماهری که کشور را ترک می‌کند، حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری آموزشی، زیرساختی و اجتماعی را نیز با خود می‌برد. خطرناک‌تر آنکه بخشی از این خروج حتی پیش از مهاجرت فیزیکی رخ می‌دهد. زمانی که فرد برای یادگیری، اعتبارسنجی مهارت و طراحی آینده شغلی خود به نظام‌های آموزشی خارجی وابسته می‌شود، بخشی از مرجعیت علمی و آموزشی کشور از دست رفته است.

نکته نگران‌کننده‌تر این است که بسیاری از نهادهای مسئول هنوز مسئله را به درستی تشخیص نداده‌اند. همچنان از فرار مغزها سخن گفته می‌شود، در حالی که کشور با فرار مهارت‌ها مواجه است. همچنان از افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها صحبت می‌شود، در حالی که مسئله اصلی کیفیت و کارآمدی آموزش است. همچنان بر تعداد دانشجویان تأکید می‌شود، در حالی که بازار کار به دنبال مهارت است نه مدرک.

اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، کشور در سال‌های آینده نه فقط با کمبود نخبگان، بلکه با کمبود گسترده نیروی ماهر مواجه خواهد شد؛ بحرانی که آثار آن در صنعت، ساختمان، فناوری، خدمات، سلامت و تقریباً تمام بخش‌های اقتصادی نمایان خواهد شد.

امروز پرسش اصلی این نیست که چرا جوانان مهاجرت می‌کنند؛ پرسش اصلی این است که چرا نظام آموزشی و سیاست‌گذاری کشور نتوانسته دلیلی قانع‌کننده برای ماندن، یاد گرفتن و ساختن آینده در داخل کشور ایجاد کند. تا زمانی که این پرسش بی‌پاسخ بماند، مهاجرت مهارت ادامه خواهد داشت و هر روز بخش دیگری از ظرفیت توسعه کشور از دست خواهد رفت.

به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *