به گزارش نویاب، به نقل از روابط عمومی انجمن انبوه سازان مسکن و ساختمان استان تهران؛ رامین گوران، رییس انجمن انبوهسازان مسکن و ساختمان استان تهران، بر این باور است: تا زمانی که تکلیف ۷۷هزار پروژه رهاشده (که نماینده تعلیق اشتغال ۲.۵ میلیون نیروی کار است) روشن نشود و سازوکارهای سختگیرانهای برای سلب اختیار از مالکان غیرمتعهد یا تسریع در تکمیل پروژهها ایجاد نشود، هرگونه توسعه جدید، تنها افزودن بر هزینههای فرصت و فرسایش سرمایههای ملی خواهد بود.
رییس انجمن انبوهسازان مسکن و ساختمان استان تهران، از یک پارادوکس نگرانکننده در مدیریت شهری پرده برداشت؛ در حالی که تهران با کسری شدید مسکن و انباشت هزاران پروژه نیمهکاره که منجر به بلوکه شدن منابع عظیم ملی شده است دست و پنجه نرم میکند، اصرار بر صدور مجوزهای جدید در نقاط حساس و فوقترافیکی، پایتخت را به سمت یک بنبست زیستی سوق میدهد. گوران معتقد است: اتمام ۷۷ هزار پروژه نیمهتمام در کشور، نه تنها یک ضرورت اقتصادی برای بازگشت سرمایه، بلکه کلید احیای اشتغال برای ۲.۵ میلیون نیروی کار است که امروز در تعلیق به سر میبرند.
اقتصاد مسکن در چنبره پروژههای فرسایشی؛ هدررفت ۳۰ سال بودجه عمرانی
وضعیت پروژههای عمرانی و ساختمانی در ایران به مرحلهای از فرسودگی رسیده است که تحلیلهای آماری مجلس شورای اسلامی، از وجود بیش از ۷۷ هزار پروژه نیمهتمام حکایت دارد. گوران با بازخوانی این آمار تکاندهنده، تأکید میکند که تداوم این وضعیت به معنای «خودزنی اقتصادی» است. وی معتقد است طولانی شدن بازه زمانی اجرای پروژهها، عملاً نرخ بازگشت سرمایه را به صفر نزدیک کرده و با توجه به نرخ تورم و بودجههای تخصیصی، اتمام این حجم از پروژهها نیازمند اعتباری معادل ۳۰ سال بودجه عمرانی کشور است. این فرسایش، پروژهها را پیش از بهرهبرداری، دچار استهلاک فیزیکی و افت ارزش ساختاری میکند.
بلوکه شدن منابع ملی در «سیمای بتنی» شهر
رئیس انجمن انبوهسازان مسکن و ساختمان استان تهران با انتقاد از نگاه تکبعدی به مقوله ساختوساز، اظهار داشت: «هر ساختمان نیمهکاره، تنها یک سازه رها شده نیست؛ بلکه گورستانی از مصالح ساختمانی، زیرساختهای شهری، انرژی و از همه مهمتر، سرمایه انسانی است.» در شرایطی که تهران با بحران تأمین مسکن برای طبقات متوسط و ضعیف مواجه است، قفل شدن این حجم از منابع در پروژههای رها شده، عملاً ظرفیتهای بهرهوری شهر را فلج کرده است.
نقد سیاست «توسعه کلنگی»؛ اولویت با تکمیل است یا شروع جدید؟
یکی از محورهای اصلی انتقادات گوران، رویکرد دولت و نهادهای ذیربط در تعریف پروژههای جدید بدون تعیین تکلیف طرحهای قبلی است. وی تصریح کرد: «دولت و دستگاههای اجرایی به جای آنکه تمام توان خود را بر احیای ظرفیتهای بلااستفاده و تکمیل زنجیره تولید مسکن در پروژههای نیمهتمام متمرکز کنند، مدام به دنبال تعریف ردیفهای بودجه برای طرحهای جدید هستند.» گوران این سیاست را «فرار به جلو» توصیف کرده و معتقد است تا زمانی که پروژههای فعلی از وضعیت تعلیق خارج نشوند، تعریف هرگونه طرح جدید تنها به معنای افزودن بر حجم ویرانههای مدرن در سطح شهر است.
خلاء قانونی و ضرورت سلب اختیار از مالکان غیرمتعهد
وی با مقایسه تطبیقی نظام مهندسی و مدیریت شهری ایران با کشورهای پیشرو، به یک شکاف قانونی بزرگ اشاره کرد. در نظامهای توسعهیافته، مالکیت بر زمین به معنای داشتن حق مطلق برای رهاسازی پروژه در بلندمدت نیست. وی تأکید کرد: «در بسیاری از نقاط دنیا، اگر پروژهای از زمانبندی مصوب فراتر رود و مالک توان یا اراده تکمیل آن را نداشته باشد، نهادهای حاکمیتی با ابزارهای قانونی از جمله جریمههای سنگین مالیاتی یا حتی سلب اختیار و واگذاری به غیر، از تضییع منافع عمومی جلوگیری میکنند.» رها بودن این پروژهها در تهران، نشاندهنده ضعف ابزارهای نظارتی است که اجازه میدهد منافع عمومی قربانی رکود و بیبرنامگی مالکان شود.
پروژههای رها شده؛ کانونهای ناامنی و زوال کیفیت زیست
رئیس انجمن انبوهسازان تهران با هشدار نسبت به پیامدهای اجتماعی این پدیده، خاطرنشان کرد: ساختمانهای نیمهکاره به تدریج به «نقاط کور» و آسیبزای شهری تبدیل میشوند. این سازهها که سیمای دائمی شهر را مخدوش کردهاند، به پناهگاهی برای بزهکاری و آسیبهای اجتماعی بدل شده و ارزش سکونتی محلات همجوار را به شدت کاهش میدهند.از منظر گوران، این پروژهها مانند یک غده سرطانی در بافت شهری عمل کرده و کیفیت زندگی، امنیت روانی و سلامت بصری شهروندان را تحتالشعاع قرار میدهند.
بحران صدور مجوز در نقاط کلیدی؛ تهران در آستانه خفگی زیرساختی
وی با ابراز نگرانی عمیق گفت: «صدور مجوز برای برجها و مجتمعهای عظیم در گرههای ترافیکی و نقاطی که ظرفیت اکولوژیک و زیرساختی آنها تکمیل شده، بازی با آینده تهران است.» وی افزود که این توسعههای بیضابطه، بدون در نظر گرفتن پیوستهای ترافیکی و زیستمحیطی، تنها به تشدید آلودگی هوا، بحران آب و انسداد شریانهای اصلی شهر منجر خواهد شد.
ضرورت جراحی در سیاستهای مدیریت شهری
گوران در پایان بر این نکته تأکید کرد:چشمانداز زیستی تهران بدون یک «جراحی ساختاری» در حوزه مدیریت پروژههای عمرانی، تیره و تار خواهد بود. وی خواستار توقف روند فعلی و جایگزینی آن با یک نقشه راه علمی شد که در آن، «ساماندهی داراییهای سمی شهری» (پروژههای نیمهکاره) و «توسعه مبتنی بر زیرساخت»، اولویتهای نخست باشند. تهران دیگر تاب تحمل بارگذاریهای جدید ساختمانی در نقاط حساس را ندارد و هرگونه اقدام بدون نگاه بلندمدت، خیانت به نسلهای آینده این کلانشهر است.

