به گزارش نویاب، محمد ذاکرزاده، مالک «طلا و جواهر ذاکرزاده» و رئیس اتاق اصناف مرکز استان گلستان، که ریشه در خانوادهای طلافروش دارد، با پشتکار و تجربه در کنار چالشهای بازار طلا، توانسته است کسبوکاری موفق و معتبر راهاندازی کند.
در این مصاحبه، از دوران کودکیاش تا موفقیتهای امروز و درسهایی که از این مسیر گرفته، صحبت کرده است. در دنیای طلا و جواهر، مسیر موفقیت همیشه هموار نیست، اما کسانی که با صداقت و تلاش وارد این حرفه میشوند، میتوانند به موفقیتهای بزرگ دست یابند.
محمد ذاکرزاده، یکی از همین افراد است که از دوران کودکی در کنار پدربزرگ و پدرش در دنیای طلا و جواهر حضور داشته و با تجربهای که از این خانواده به دست آورده و تلاش خود، امروز به عنوان یک برند معتبر در این حوزه شناخته میشود. در این مصاحبه با او، از چالشها، موفقیتها و تجربیاتش در این صنعت پرسیدهایم.
* آقای ذاکرزاده، لطفا از شروع کسبوکارتان برای ما بگویید.
خانواده من ریشهای طلافروشی دارند. پدربزرگ مادری من طلافروش بود و در سالهای پیش از انقلاب در هیات مدیره اتحادیه شهر گرگان فعالیت داشت. خاطرات کودکی من در مغازه پدر و پدربزرگم شکل گرفت. تابستانها در کنار آنها در مغازه بودم و کمک میکردم. در دوران دانشجویی این فعالیت بیشتر شد.
من حدود سه سال در زمینه طلاسازی آموزش دیدم و دو سال هم ویزیتوری طلا یا به اصطلاح طلافروش ها «کیفی گری» کردم. در سال ۱۳۸۷ تصمیم گرفتیم وارد تولید طلا شویم و از طراحی تا ساخت طلا را شروع کردیم، اما به دلیل برخی چالشها، این بخش ادامه پیدا نکرد.
در سال ۱۳۸۸ واحدی را در مجتمع «کاپری» گرگان خریداری کردم و دو سال بعد فروش طلا و جواهر را آغاز کردم. من در این مجتمع اولین واحد طلافروشی بودم. در ابتدا کارهای ظریف می آوردیم اما در ادامه به سمت گسترش کارها رفتیم و ایتم های سکه، طلای آب شده را هم به مجموعه اضافه کردیم.

* آیا در این مسیر ترس از شکست داشتید؟
هر شغلی ریسک پذیری خاص خود را دارد. بسیاری تصور میکنند طلافروشی شغل پر درآمدی است، اما واقعیت این است که این شغل خطرات زیادی دارد. خطراتی مانند سرقت طلا، کلاهبرداری و نوسانات بازار میتواند به کسبوکار آسیب بزند.
بی دقتی در این شغل تبعات زیادی را به دنبال دارد. البته نمی توان از مزیت هایی که این شغل دارد هم چشم پوشی کرد. در واقع، بسیاری از افرادی که وارد این شغل میشوند، به دلیل عدم صرفه اقتصادی یا مشکلات دیگر، از این صنعت خارج میشوند. مثلا در طی ۱۰ سال، ۱۱۲ مغازهدار از ۳۷ واحد در یک طبقه از مجتمع کاپری که من در آن فعالیت داشتم، جابجا شدند. البته لزوما همه ورشکست نشدند، برخی به دلیل اینکه این شغل برای آنها صرفه اقتصادی نداشته، از این صنف خارج شده اند.
* توصیه شما به کسانی که به این شغل علاقه دارند چیست؟
همیشه توکل به خدا داشتم و از تجربههای مسیرم بهره بردم. به علاقهمندان همیشه میگویم که هر چه آموزش و تجربه بیشتری در این حرفه کسب کنند، در آینده کمتر ضرر خواهند کرد. متاسفانه در حال حاضر، با داشتن تنها یک مدرک فنی و حرفهای، وارد این شغل میشوند که این اصلا کافی نیست.
تجربه و یادگیری در این صنف بسیار مهم است. چه عواملی باعث ماندگاری شما در این کسبوکار شده است؟ اول از همه کمک خداوند، پشتوانهای که از خانواده داشتم، و تلاش و پشتکار خودم باعث شد که تا اینجا در این حرفه باقی بمانم.
در سالهای اول کارم، طلایی که فروخته بودم را اگر مشتری راضی نبود پس میگرفتم و تخفیف هم میدادم. به نظر من، مهمترین عامل موفقیت، جلب اعتماد مشتری است. اگر اعتماد مشتری را از دست بدهید، حتی اگر او چیزی نگوید، دیگر از شما خرید نمیکند و این بزرگترین ضرر است.
* مهمترین درسی که از بازار گرفتهاید چیست؟
مهمترین درس من از بازار، اهمیت «حق الناس» است. این موضوع نه تنها در ارتباط با مشتریان، بلکه برای کارکنان، همکاران و هنرجویان هم صدق میکند. «حق الناس» فقط موضوعات مالی نیست، بلکه جنبههای معنوی هم دارد. در این حرفه، ما باید به اعتبار و اعتماد مردم توجه کنیم.

* چه توصیهای به همکاران خود دارید؟
در صنف طلا، امکان تخلف زیاد است و توصیه من به همکاران این است که اعتبار و آبرو را در اولویت قرار دهند. مسیر موفقیت در این شغل، مسیری طولانی است که باید در مدت زمان مشخصی طی شود. نباید به دنبال رسیدن به موفقیت در یک ماه یا یک سال بود.
محمد ذاکرزاده جوانی است که با بیش از دو دهه تجربه در صنعت طلا و جواهر، نشان داده که پشتکار، صداقت و تلاش میتواند در مواجهه با چالشهای این صنعت، موفقیتهای بزرگی را به ارمغان بیاورد. او به عنوان یک کارآفرین و مسئول اتاق اصناف مرکز استان گلستان، همواره در پی ارتقای کیفیت خدمات و حفظ اعتبار در کسبوکار خود است.



