به گزارش نویاب، ایران در سالهای اخیر وارد مرحلهای از خشکسالی شده که دیگر نمیتوان آن را مقطعی یا صرفا اقلیمی دانست. کاهش منابع آب تجدیدپذیر، افت شدید آبخوانها، فرونشست زمین و ناپایداری الگوهای تولید، نشانههای بحرانی عمیقتر هستند؛ بحرانی که بهطور مستقیم امنیت غذایی، اقتصاد و ثبات اجتماعی را تهدید میکند. در این میان، مفهوم «آب پنهان» بهعنوان یکی از مغفولماندهترین ابعاد مصرف آب، نقش تعیینکنندهای در فهم ریشههای بحران دارد.
در این گفتوگو، حسن نظرزاده دباغ، مدرس دانشگاه، مدیرعامل شرکت توسعه شهرسازی ایرانیان، دبیر و عضو هیاتمدیره انجمن LSF ایران با نگاهی علمی و مبتنی بر تجربههای جهانی، از ضرورت تغییر پارادایم در حکمرانی آب و نقش صنعت ساختمان در کاهش ردپای واقعی مصرف آب سخن میگوید.
*وقتی از بحران آب در ایران صحبت میشود، معمولا تمرکز روی مصرف خانگی یا کشاورزی است. آیا این نگاه کافی است؟
خیر، این نگاه بسیار محدود و تا حدی گمراهکننده است. طبق طبقهبندیهای بینالمللی، کشورهایی که سرانه منابع آب تجدیدپذیر آنها به کمتر از هزار مترمکعب در سال میرسد، وارد تنش آبی شدید میشوند. ایران سالهاست از این آستانه عبور کرده و حتی به محدوده کمآبی مطلق نزدیک شده است. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر مصرف مستقیم آب، عمق واقعی بحران را نشان نمیدهد.
آب پنهان یا آب مجازی، آبی است که در کل چرخه تولید یک کالا یا خدمت مصرف میشود؛ از استخراج مواد اولیه گرفته تا تولید، حملونقل و حتی مصرف نهایی.
بر اساس گزارشهای معتبر بینالمللی، بیش از ۹۰ درصد مصرف واقعی آب شهروندان شهری، مربوط به آب پنهان است، نه آبی که مستقیما در خانه مصرف میکنیم.
*برای درک بهتر، میتوانید چند مثال ملموس بزنید؟
بله. مثلا تولید یک برگ کاغذ A4 حدود یک لیتر آب مصرف میکند. یک شلوار جین نزدیک به هزار لیتر آب پنهان دارد. یک قرص نان سنتی حدود ۲۰۰ لیتر آب مصرف میکند و یک جفت کفش چرمی بیش از ۸۰۰ لیتر. این اعداد نشان میدهد که اگر فقط به بستن شیر آب در خانه اکتفا کنیم، عملاً بخش اصلی مصرف را نادیده گرفتهایم.
*تجربههای جهانی در مواجهه با این مسئله چه میگویند؟ چرا این نگاه هنوز در سیاستگذاری آب ایران جدی گرفته نشده است؟
نمونه قابل توجه، ایالت کالیفرنیاست. این منطقه با اقلیم نیمهخشک و چالشهایی مشابه ایران، از سال ۲۰۱۹ رویکرد خود را از محدودسازی مصرف خانگی به سمت مدیریت سیستماتیک ردپای آب تغییر داد.
الزام بازیافت آب در صنایع، اصلاح استانداردهای ساختمانی، هوشمندسازی شبکه توزیع و اصلاح الگوی کشت از جمله اقدامات کلیدی بود.
نتیجه این سیاستها، افزایش تابآوری و به تعویق افتادن بحران آبی نسبت به ایالتهای همجوار بود.
در ایران، سیاستگذاری آب عمدتا بر مصرف خانگی و کشاورزی سنتی متمرکز است، در حالی که بخش زیادی از منابع آبی کشور در تولید و حتی صادرات کالاهای پرآببر مصرف میشود.
بدون محاسبه آب پنهان، توسعه صنعتی، کشاورزی و حتی ساختوساز، ناخواسته به تخریب سرمایه آبی کشور منجر میشود.
*یکی از بخشهایی که کمتر درباره آن صحبت میشود، صنعت ساختمان است. سهم این بخش در مصرف آب چقدر است؟
صنعت ساختمان، پس از کشاورزی، یکی از بزرگترین مصرفکنندگان مستقیم و غیرمستقیم آب است. بر اساس گزارشهای بینالمللی، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد آب پنهان شهری به تولید مصالح ساختمانی و فرآیندهای ساختوساز اختصاص دارد.
این در حالی است که در سیاستگذاریهای آبی ایران، این سهم تقریبا نادیده گرفته شده است.
مصالح رایج سنتی مثل سیمان، بتن و آجر، وابستگی بالایی به آب دارند. مثلاً تولید هر تن سیمان بین ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ لیتر آب پنهان مصرف میکند. هر مترمکعب بتن، علاوه بر آب مستقیم، بیش از ۲۰۰۰ لیتر آب پنهان دارد. در مجموع، ساخت یک واحد مسکونی ۱۰۰ متری به روش سنتی میتواند بیش از ۵۰ تا ۷۰ هزار لیتر آب پنهان مصرف کند.
*صنعتیسازی ساختمان چه تفاوتی در این معادله ایجاد میکند؟
سیستمهای صنعتیسازی مانند LSF، سیستمهای خشک و پیشساخته، مصرف آب را بهطور معناداری کاهش میدهند. حذف فرآیندهای تر در کارگاه، تولید کارخانهای کنترلشده، کاهش پرت مصالح و کوتاه شدن زمان اجرا، همگی باعث کاهش شدید مصرف آب مستقیم و پنهان میشود.
در مقایسه یک واحد ۱۰۰ متری، ساخت صنعتی میتواند مصرف آب مستقیم را تا ۹۰ درصد و آب پنهان مصالح را بین ۴۰ تا ۶۰ درصد کاهش دهد. در مقیاس پروژههای انبوه، این صرفهجویی میتواند سالانه دهها میلیون مترمکعب آب در سطح ملی ایجاد کند.
فناوری بهتنهایی کافی نیست. ما نیازمند حکمرانی هوشمند آب هستیم. الزام ارائه گزارش ردپای آب در پروژههای بزرگ، اصلاح مقررات ملی ساختمان با محوریت آب پنهان، مشوقهای مالی برای صنعتیسازی و آموزش مهندسان و کارفرمایان از جمله اقدامات ضروری است.
بحران آب ایران فقط نتیجه کمبارشی نیست، بلکه حاصل دههها توسعه ناپایدار و غفلت از آب پنهان است.
صنعت ساختمان میتواند یا بخشی از بحران باشد یا بخشی از راهحل. اگر امروز تصمیمهای شجاعانه و مبتنی بر علم گرفته نشود، فردا با پیامدهایی مانند مهاجرتهای اقلیمی، فروپاشی کشاورزی و وابستگی غذایی مواجه خواهیم شد.
هنوز فرصت هست، اما زمان تصمیمگیری بسیار محدود است.



