روز گیاه‌پزشک، صدایی تازه در تقویم سلامت ایران

« امنیت غذایی، یکی از مهم‌ترین ارکان پایداری ملی است. هیچ کشوری نمی‌تواند بدون محصولات سالم و کافی، از سلامت جمعیت و توسعه اقتصادی اطمینان حاصل کند. در این میان، سلامت گیاه نقطه آغاز این زنجیره است.» این بخشی از یادداشت نگین میراکبری، مدیرمسئول و مدیر فنی کلینیک و داروخانه‌ی گیاه‌پزشکی پاتریس و و رئیس هیات مدیره‌ی انجمن صنفی گیاه‌پزشکی استان گلستان برای نویاب است.

زمان مطالعه

یادداشت؛ نگین میراکبری، مدیرمسئول و مدیر فنی کلینیک و داروخانه‌ی گیاه‌پزشکی پاتریس و و رئیس هیات مدیره‌ی انجمن صنفی گیاه‌پزشکی استان گلستان: گیاهی که بیمار شود، محصولش کاهش می‌یابد، کیفیتش پایین می‌آید و ممکن است آلوده شود. هر تصمیم نادرست در مدیریت بیماری یا آفات، از بین رفتن منابع آب و خاک، مصرف غیرضروری سموم، و آسیب به محیط زیست را به دنبال دارد. گیاه‌پزشک با تخصص و داده‌‌های محوری، میان این خطرات و منافع تعادل ایجاد می‌کند، و مسئول است که ابزار درست را در زمان درست به کار گیرد.

 در مقایسه، دامپزشک با دام‌ها سروکار دارد و پزشک انسان با بیمار مشخص؛ اما گیاه‌پزشک با مخاطبان پراکنده و متنوع مواجه است: کشاورز، باغدار، نهادهای اجرایی، بازار، و حتی اکوسیستم طبیعی و چه بسا گونه‌ها و راسته‌های مختلف گیاهی با نیازهای متفاوت و زبان‌های متفاوت بیماری‌‌شناسی؛ که این گستردگی، پیچیدگی تصمیم‌گیری و اهمیت استقلال فکری را چندین برابر می‌کند.

 ثبت روز ملّی گیاهپزشک نقطه‌ی آغاز بازتعریف جایگاه این تخصص در ساختار کشاورزی ایران است؛ تخصصی که پیوند مستقیم با سلامت انسان، اقتصاد روستا و پایداری محیط زیست دارد.

گیاهپزشک و سلامت جامع _One Health _

 دوازدهم می، روز جهانی سلامت گیاه، روزی است که جهان بر اهمیت حفاظت از گیاهان به عنوان نخستین حلقه‌ی زنجیره‌ی امنیت غذایی تأکید می‌کند.

 امسال در بزرگداشت روز سلامت گیاه در دوازدهم می، در اتفاقی جالب، تصمیم گرفته شد با نگاهی ویژه به تکمیل حلقه‌های One_Health و سلامت جامع و منسجم، برای نخستین‌بار “روز گیاه‌پزشک” در تقویم رسمی کشور به تاریخ ۲۴ مهرماه _ مصادف با ۱۶ اکتبر، روز جهانی غذا _ و در امتداد روز پزشک _مقارن اول شهریور_ و روز دامپزشک _مقارن ۱۴ مهرماه_، ثبت شود.

 این انتخاب و این گاه‌شمار، از آنجا اهمیت دارد که  نظام سلامت را از اساس، نیازمند بازتعریف می‌داند و سیستم سلامت عمومی جامعه را، در پیوستار سه‌گانه‌ی سلامتِ انسان_دام_گیاه می‌نگرد.

 مفهوم سلامت واحد یا جامع، ” One Health ” بر این اصل استوار است که سلامت انسان، حیوان و محیط زیست به یکدیگر وابسته‌اند و نمی‌توان آن‌ها را به صورت جداگانه مدیریت کرد. ثبت روز گیاه‌پزشک، به ویژه در چارچوب این مفهوم، نشان‌دهنده‌ی حرکت ایران به سمت یک نظام یکپارچه و هماهنگ برای مدیریت سلامت جامعه است. نظامی یکپارچه که لازم است جامعه‌ی پزشکی در راستای مسیولیت‌پذیری اجتماعی و بهره‌برداری از تشکیلات مدنی که‌ مورد تاکید سازمان بهداشت جهانی‌ است، در آن به اعتلای بیشتر جامعه‌ی گیاه‌پزشکی و تعاملات افزوده‌ی دوسویه بیاندیشد.

نقش گیاه‌پزشک در توسعه پایدار کشور

 به‌شکلی مشهور و عمیقا شناخته‌شده، نقش‌های کلیدی گیاه‌پزشک عبارت‌اند از:

  1. پیش‌بینی و هشدار زودهنگام آفات (سامانه‌های پایش و پیش‌آگاهی)
  2. طراحی برنامه‌های کنترل تلفیقی (IPM) برای کاهش مصرف سموم پرخطر
  3. آموزش کشاورزان و افزایش سواد زیست‌محیطی آنان
  4. همکاری با سیاست‌گذاران در تدوین استانداردهای سلامت محصول و صادرات
  5. کمک به تولید محصولات سالم و گواهی‌شده – ارگانیک، GAP –

 بدین‌ترتیب بدون حضور فعال گیاه‌پزشک، زنجیره‌ی کشاورزی از تعادل خارج می‌شود و هم محیط زیست، هم اقتصاد کشاورز و هم سلامت جامعه آسیب می‌بیند.

نگاه متعادل به ابزارها: سموم شیمیایی و بیولوژیک

 یکی از سوءتفاهم‌های نسبتا رایج در جامعه که در پیوند با فلسفه‌ی تولید محصولات سالم، زاده شده است این است که گیاه‌پزشک باید سلامت گیاه را صرفا و یا غالبا، با روش‌های بیولوژیک و بدون سموم شیمیایی حفظ کند تا بتوان آن محصول را غذای سالم و آن رسالت را، حرفه‌ی سالم، تلقی کرد. این نگاه، نتیجه‌ی برخی تبلیغات افراطی زیست‌محیطی و ناشی از فهم ناقص از سیستم‌های زنده است. در حقیقت، سموم شیمیایی نیز ابزار ارزشمندی برای حفاظت از محصول و سلامت جامعه هستند. نقش آن‌ها در کنترل دقیق بیماری‌ها و آفات، کاهش هدررفت محصول و تضمین کیفیت غذایی قابل جایگزینی با هر ابزار دیگری نیست.

 گیاه‌پزشک، به عنوان تصمیم‌گیرنده، با دانش و تحلیل، میان روش‌های شیمیایی و بیولوژیک تعادل ایجاد می‌کند و وظیفه‌ی اصلی او حفظ سلامت گیاه با استفاده از همه‌ی ابزارهای ممکن و تصمیم‌گیری عقلایی است.

 بنابراین این نگاه نیازمند اصلاح فرهنگی و آموزشی است: هم در میان کشاورزان، هم در رسانه‌ها، و هم در سیاست‌گذاران؛ لذا روز ملی گیاه‌پزشک فرصت مناسبی برای تلطیف و تعدیل هرگونه افراط تزریق شده به ذهن جامعه و ساختارهای اداری است.

چالش‌های دانش گیاه‌پزشکی در ایران

 ایران با تنوع اقلیمی گسترده، میزبان هزاران گونه‌ی گیاهی و آفت و بیماری است. در چنین گستره‌ای، سلامت گیاه به مسئله‌ای ملی و امنیتی تبدیل می‌شود. چالش‌های اصلی امروز دانش کاربردی گیاه‌پزشکی در ایران عبارت‌اند از:

  1. افزایش مقاومت آفات به سموم شیمیایی

مصرف بی‌رویه‌ی آفت‌کش‌ها طی دهه‌های گذشته، موجب کاهش کارایی بسیاری از سموم و بروز نسل‌های مقاوم آفات شده است. نتیجه‌ی آن، هزینه‌های سنگین‌تر، آلودگی بیشتر و حتی تهدید سلامت مصرف‌کننده است.

  1. گرمایش زمین و جابه‌جایی زیستی آفات

تغییرات اقلیمی سبب شده است که آفات مناطق گرم به مناطق معتدل یا سردتر کشور مهاجرت کنند. پدیده‌هایی مانند شیوع کرم غوزه پنبه از پیامدهای همین تغییرات است.

  1. خطرات بهداشتی ناشی از باقی‌مانده‌ی سموم در مواد غذایی

سلامت محصولات کشاورزی مستقیماً با سلامت انسان پیوند دارد. بی‌توجهی به دوره‌ی کارنس، انتخاب سموم نامناسب یا مصرف بی‌رویه آن‌ها، یکی از دغدغه‌های جدی سلامت عمومی است.

  1. کمبود نیروهای متخصص در مناطق روستایی

با وجود هزاران فارغ‌التحصیل گیاه‌پزشکی، بسیاری از روستاها و مزارع کشور هنوز از خدمات تخصصی و مشاوره‌ای بی‌بهره‌اند. در نتیجه، تصمیم‌های حیاتی درباره مصرف سم، کود یا کنترل آفات، بدون نظر علمی اتخاذ می‌شود.

چالش‌های سازمانی و نهادمحور گیاه‌پزشکان

 نظام اداری کشور در سال‌های گذشته، گیاه‌پزشکی را نه به‌عنوان یک نظام سلامت مستقل، بلکه زیرمجموعه‌ای از ساختار مهندسی کشاورزی دیده است. این نگاه اگرچه هدفمند، لیکن از اساس ناقص است. چرا که گیاه‌پزشک، عاملی است تصمیم‌ساز؛ نه صرفاً مراقب یا تابع دستورالعمل. او با علم و داده، سلامت گیاه را می‌سنجد؛ خطرات احتمالی را پیش‌بینی می‌کند و با انتخاب دقیق ابزارهای موجود — چه شیمیایی، چه بیولوژیک — مسیر سلامت و تولید محصول را تضمین می‌کند. این تصمیم‌ها، مانند یک پزشک که برای بیمارش نسخه می‌نویسد، می‌توانند پیامدهای گسترده‌ای در اقتصاد و بهداشت عمومی داشته باشند.

 بنابراین چنین نگرش ناقصی، تا به امروز، منجر به انزوای رفتاری و پراکندگی معنایی در بدنه‌ی بزرگ گیاه‌پزشکی که اساسا ماهیت و ضریب‌تاثیرش در مدیریت سلامت اقلیم، یک ماهیت خودزای تجمعی‌‌ست، شده است.

 همچنین نبود سازوکار حمایتی و مالی، فعالیت انجمن‌های صنفی گیاه‌پزشکان را به‌عنوان نمونه‌ای از تشکل‌های بالقوه و تلاشی برای حل افتراق و انزوای مذکور، بسیار دشوار کرده است.

 در برخی نقاط کشور تلاش‌هایی برای ایجاد انجمن‌های مستقل صورت گرفت — از جمله، نخستین تجربه‌ تشکیل انجمن صنفی گیاه‌پزشکان در استان گلستان _ اما نبود بودجه، عدم حمایت حاکمیتی و هم‌پوشانی‌های اداری با سازمان‌های بالادستی، و حتی گاه عدم خودباوری و عدم پتانسیل‌شناسی در اعضا، سبب شد این نهادهای تخصصی هرگز به مرحله‌ی اثرگذاری نرسند و نیمه‌‌تمام باقی بمانند.

 با این حال، همین تلاش‌ها نشان می‌دهد که اراده‌ای زنده و امیدی خاموش‌نشدنی در میان فعالان این حوزه وجود دارد؛ اراده‌ای برای اینکه گیاه‌پزشکی را از حاشیه به متن سیاست‌گذاری کشاورزی کشور بازگردانند. بالاخص در زمانه‌ای که تحولات فرهنگی و فناوری، بازنگری رفتاری و فلسفی بیشتری را در ساختارهای رایج، مطالبه می‌کند.

اخلاق و فلسفه‌ی گیاه‌پزشکی در عصر فناوری

 فشار جمعیت و کاهش منابع تولید، فشار تصمیم‌گیریِ اخلاقیِ گیاه‌پزشک را مضاعف می‌سازد. در این شرایط، کدام انتخاب، رسالت است؟ افزایش راندمان؟ یا غذای سالم؟ بقامندی توده؟ یا ارتقای طبقه‌ی الیت؟  ضریب تاثیر هر یک در تصمیمات لحظه‌ای جامع‌نگر، چقدر است؟ مسئولیت‌ها و عواقب تصمیمات اتخاذی چگونه‌ خواهد بود؟ آیا ما حق داریم تصمیمات گیاه‌پزشکی و مفاهیم بهره‌وری را صرفاً بر اساس منافع اقتصادی تعریف کنیم؟ مرز میان “کمک به طبیعت” و ” کنترل طبیعت” کجاست؟ آیا سلامت گیاه باید به عنوان بخشی از “حق حیات زیستی” شناخته شود؟

 فلسفه‌ی گیاه‌پزشکی آینده، ناگزیر وارد گفت‌وگو با فلسفه‌ی اخلاق زیستی- Bioethics – و حتی فلسفه‌ی فناوری- Philosophy of Technology – خواهد شد. جایی که دیگر، گیاه‌پزشک صرفاً یک  شغل نیست؛ بلکه میانجی و پلی است میان علم و ارزش‌‌ها.

فناوری‌های آینده و فلسفه‌ی سلامت گیاه

 در تقاطع آینده‌نگرانه‌ی فناوری و سلامت‌ورزی گیاه، دو محور تکنولوژیک در حال همگرایی با گیاه‌پزشکی هستند:

  1. بیوتکنولوژی و متابولومیکس خاک و گیاه

 تحلیل دقیق ترکیب‌های زیستی خاک و متابولیت‌های گیاه، به گیاه‌پزشک امکان می‌دهد بیماری را پیش از ظهور فیزیولوژیک آن تشخیص دهد. همچنین داده‌های مولکولی، جایگزین مشاهدات سطحی می‌شوند. این مرحله همان “پیش‌آگاهی زیستی” است؛ یعنی مشابه با تشخیص زودهنگام در پزشکی انسانی.

  1. هوش مصنوعی و سنجش‌ از دور

 تصاویر ماهواره‌ای، پهپادها و حسگرهای طیفی قادرند کوچک‌ترین تنش‌های زیستی یا تغذیه‌ای را در مزرعه شناسایی کنند. در آینده – و چه­بسا به­زودی- سامانه‌‌هایی با کلید‌واژه‌ی معنایی “سامانه‌ی سلامت گیاه ملّی” می‌توانند مانند سیستم سلامت انسانی، “پرونده‌ی گیاه‌پزشکی” دیجیتال هر مزرعه را ثبت و پایش و نیز در سیستم بیمه‌ای، “دفترچه‌های خدمات درمانی گیاه‌پزشکی” و یا کدهای‌ دیجیتال بیمه‌ی درمانی، صادر کنند.

 بنابراین در آینده‌ی نزدیک، گیاه‌پزشکی از یک رشته‌ی صرفاً کشاورزی، به دانشی میان‌رشته‌ای و کلیدی در سیاست‌گذاری سلامت تبدیل می‌شود و نقش گیاه‌پزشک از مزرعه فراتر خواهد رفت. اما این فقط یک تحول فناورانه نیست؛ یک دگرگونی فلسفی است و گیاه‌پزشک بخشی از سامانه‌ی هوشمند پایش سلامت زیستی خواهد بود و هوش مصنوعی و داده‌های زیستی می‌توانند در لحظه، هشدار دهند که چه مقدار ماده‌ی شیمیایی، در چه نقطه‌ای از مزرعه و در چه زمان دقیقی لازم است. الگوریتم‌ها می‌توانند نشان دهند که اگر سم بیشتری مصرف شود، خاک در ده سال آینده چه وضعی خواهد داشت؛  این داده‌ها گیاه‌پزشک را از تصمیم‌های کوتاه‌نگر به سمت قضاوت‌های اخلاقی بلندمدت سوق می‌دهد؛ همچنین در جهت اهداف آمایش سرزمین عمل می‌کند.

 اگر چنین چشم‌اندازی محقق شود، گیاه‌پزشکی ایران می‌تواند از جایگاه یک رشته‌ی تخصصی کشاورزی، به جایگاهی ملی و حتی جهانی ارتقا یابد. در چنین سیستمی، گیاه‌پزشک دیگر تنها، متخصص نیست، بلکه ناظر بر یک شبکه‌ی هوشمند است که به‌صورت لحظه‌ای سلامت گیاه را ارزیابی و به‌دور از رفتارهای واکنشی، تصمیمات پیشگیرانه و مدیریتی اتخاذ کرده و به عنوان یک اندیشه‌ورز در قلب کشاورزی مدرن قرار می‌گیرد.

در راستای همین نگاه، نگارنده، قریب یک دهه‌‌ی گذشته، طرحی را در معرفی ساختارهای ملّیِ شبکه‌ای گیاه‌پزشکی و با تیتر محوریِ ” پایگاه‌های منطقه‌ای کلینیک‌های گیاه‌پزشکی” به مقامات ارائه و ثبت نمود که در آن، مکانیسم جمع‌آوری دیتا و بهره‌برداری از آن‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری فنی، طراحی و پرداخته شد. و متعاقبا در نسخه‌های کانالیزه شده‌‌اش که برای مخاطب هدف ارائه می‌گردید، به زیر‌طرح‌هایی از جمله “دی‌اِی مانیتورینگ” تغییر نام شناور داد و در نهایت ایده‌ی جامع” فدراسیون گیاه‌پزشکی و آمایش آنالیتیک ایران _ GAIA_ ” در قالب ضمیمه‌ی طرح اولیه‌ی ثبت شده‌، زاده شد‌. ایده‌ای ضمیمه‌ای که در آن بر نقش هوش مصنوعی و سامانه‌های داده‌محور در تحلیل لحظه‌ای اطلاعات و پشتیبانی از تصمیم‌گیری‌های اخلاق‌محور و بهره‌ور، تاکیدی عمیق‌تر شده و می‌تواند در دو بعد مدیریتی و پلتفرم فنی اجرایی، تولید ارزش نماید؛ و ایده‌ای که در ساختارش، امکان ایجاد شبکه‌ای پویا برای هماهنگی میان متخصصان، ارتقای سلامت محصولات و خاک، و بهبود آمایش سرزمینی را فراهم می‌آورد؛ در حالی که استقلال فکری و مسئولیت اخلاقی اعضای فدراسیون حفظ می‌شود.

سخن پایانی

 روز ملی گیاه‌پزشک می‌تواند فرصتی باشد برای بازنگری. این روز باید فراتر از یک تبریک صنفی، به تریبونی برای گفت‌وگوی ملی درباره‌ی آینده‌ی کشاورزی ایران تبدیل شود. زیرا آینده‌ی کشاورزی دیگر در” افزایش تولید” خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در پایداری، سلامت و بهره‌وری هوشمندانه تعریف می‌گردد و این سه، بدون حضور فعال گیاه‌پزشک ممکن نیست.

 برای تحقق این هدف، پیشنهاد می‌شود:

  1. انجمن‌های صنفی و تشکل‌های گیاه‌پزشکی، ضمن حفظ برخی تعلقات به سازمان‌های بالادستی، استقلال مالی و حقوقی ماهوی خود را به‌دست آورند.
  2. صدور و کنترل مجوز مصرف سموم، تنها تحت نظر متخصصان گیاه‌پزشکی و در قالب یک شبکه‌ی پویا و هوشمند انجام گیرد که‌ این مهم، خود زمینه‌‌ساز بسیاری از تحولات آینده‌نگرانه خواهد بود.
به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *