به گزارش نویاب، در روزگاری که معماری مدرن با شتابی بیسابقه به سمت مصالح نوین و فناوریهای پیشرفته حرکت میکند، هنوز ردپای برخی عناصر سنتی را میتوان در آثار برجسته دید؛ عناصری که فراتر از نقش سازهای، حامل فرهنگ، هویت و خاطرهاند. آجر، این مصالح کهن و خاکی، یکی از همین استثناهاست که توانسته خود را در قلب معماری معاصر حفظ کند و حتی با زبان تازهای در فرم، عملکرد و معنا بازتعریف شود. در گفتوگویی با سپهر سجادی، مدیرعامل «نما سپهر»، به بررسی جایگاه آجر در معماری امروز، فرصتها و چالشهای آن، و نسبتش با پایداری و ترکیب با مصالح مدرن پرداختیم؛ روایتی که نشان میدهد چگونه سنت و نوآوری میتوانند در یک قاب، همنشینی هوشمندانهای داشته باشند.
*با توجه به تحولات معماری مدرن، چه دلایلی باعث شده که آجر همچنان در طراحی و ساختوساز مورد توجه معماران قرار بگیرد؟
در جهان معماری معاصر، جایی که فرم و عملکرد در بستری از تکنولوژی همزیستی میکنند، آجر بهواسطهی ظرفیتهای چندوجهیاش همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است. آجر نهتنها یک عنصر سازهای، بلکه یک «بیانگر فرهنگی» است؛ مصالحی که در ذات خود همزمان واجد خاطرهی تاریخی و پتانسیل فرمی است.
گرایش معماران به آجر، نه فقط ناشی از زیباییشناسی مصالح طبیعی، بلکه نتیجهی نیاز به زبان مصالحی بومی با قابلیت همنشینی در روایت مدرنِ فضاست.
آجر توانسته خود را با الزامات معماری امروز، از جمله پایداری، اقلیمگرایی و هویتسازی هماهنگ سازد.
* استفاده از آجر در معماری مدرن چه تفاوتی با کاربرد آن در معماری سنتی دارد؟
اگر در معماری سنتی، آجر غالبا بهعنوان مصالح ساختاری، با نقش باربر، سازهای یا تزئینی شناخته میشد، در معماری مدرن نقش آن بیشتر بهمثابه عنصر بیانی یا «پوست دوم بنا» تعریف میشود.
در معماری معاصر، آجر بهواسطهی تکنیکهایی چون خشکچینی، پانلهای پیشساخته، و ترکیب با متریالهای هوشمند، در سطحی نوین از خوانش قرار گرفته است.
دیگر آجر صرفا در لایهی فیزیکی عمل نمیکند؛ بلکه به عنوان بیانگر مفهوم، اقلیم و زمینهی پروژه ایفای نقش میکند.
* آیا آجر میتواند همزمان پاسخگوی نیازهای زیباییشناسی و فنی معماری معاصر باشد؟
بیتردید. آجر در بُعد زیباییشناسی، بافتپذیری غنی، رنگهای طبیعی، و قابلیت آجرچینی خلاقانه، به معمار امکان خلق فضاهایی با هویت لمسی و بصری میدهد.
در بُعد فنی نیز، با برخورداری از مقاومت حرارتی بالا، جذب صوت، و رفتار مطلوب در اقلیمهای متنوع، قابلیت انطباق با نیازهای عملکردی معماری امروز را دارد. بهویژه در نمونههای جدیدتر چون آجرهای مهندسیشدهی نسوز یا آجرهای رسی اصلاحشده، میتوان همزمان دو نیاز زیبایی و عملکرد را پاسخ داد.
* آیا محدودیتها و چالشهایی برای استفاده از آجر در پروژههای مدرن وجود دارد؟
بله، استفاده از آجر در معماری مدرن، بهویژه در مقیاسهای کلان یا پروژههای با زمانبندی فشرده، نیازمند برنامهریزی دقیق است. چالشهایی مانند وزن، زمان اجرای بالا، و نیاز به نیروی متخصص در آجرچینی از جمله مواردی هستند که باید مدیریت شوند.
با این حال، پیشرفت در تکنولوژی ساخت، استفاده از سیستمهای نمای خشک، ماژولار کردن جزئیات، و ماشینآلات برش و نصب دقیق، این محدودیتها را به فرصتهای جدیدی برای طراحی و اجرا تبدیل کرده است.
* برخی معماران معتقدند آجر میتواند مصالحی پایدار و دوستدار محیط زیست باشد؛ شما تا چه اندازه با این دیدگاه موافقید؟
پایداری مصالح در معماری، در پیوند مستقیم با چرخهی زیستپذیری، دوام، و انرژی نهفتهی تولید آن است. آجر، بهشرط تولید مسئولانه و کنترل فرآیندهای پخت و مصرف انرژی، یکی از معدود مصالحیست که از مرحلهی استخراج تا بازچرخانی، در امتداد منطق پایداری حرکت میکند. بهویژه در اقلیمهایی با نیاز به عایق حرارتی، آجر میتواند مصرف انرژی بنا را به شکل چشمگیری کاهش دهد.
بنابراین، آجر میتواند یک مصالح سبز باشد؛ اگر در زنجیرهی تولید تا مصرف، نگاه پایداری حاکم باشد.
* به نظر شما ترکیب آجر با مصالح نوین مثل شیشه و فولاد چه فرصتهایی برای خلق معماری متفاوت ایجاد میکند؟
ترکیب آجر با مصالحی چون شیشه و فولاد، همانقدر که تضاد بصری ایجاد میکند، همافزایی مفهومی و کارکردی هم به همراه دارد. آجر با ماهیتی گرم، خاکی و پر از بافت، در کنار فولاد و شیشه که نمایندهی دقت، شفافیت و تکنولوژی هستند، میتواند فضایی خلق کند که نهتنها در فرم، بلکه در معنا نیز چندلایه و پیچیده باشد.این ترکیب فرصتیست برای بازتعریف مرز سنت و مدرنیته؛ فضایی که همزمان خاطرهمند و آیندهنگر است.
معمار در این میان نقش «تنظیمگر تنش» را دارد؛ کسی که با انتخاب دقیق مصالح، تعادل فضایی، اقلیمی و زیباییشناسی را در طراحی ایجاد میکند.


