به گزارش نویاب، به نقل از رسانه ساختمان؛ وقتی حاشیه سود پروژههای مسکونی در ایران به کمترین حد خود میرسد و دوره بازگشت سرمایه از مرز ۵ سال عبور میکند، دیگر «تنوعبخشی به بازار» یک شعار نیست؛ یک ضرورت انکارناپذیر است. سفر به ازبکستان نشان میدهد که این کشور ۳۷ میلیون نفری با برنامههای توسعه شهری بلندپروازانه و اصلاحات اقتصادی، بهسرعت در حال تبدیل شدن به کارگاهی عظیم در قلب آسیاست. اما برخلاف تصور، رمز موفقیت در اینجا «سرمایهگذاری سنگین» نیست، بلکه «حضور هوشمندانه، مشارکت مرحلهای و شبکهسازی حرفهای» است. شرکتهای ایرانی اگر از مدل «پیمانکاری صرف» به «همکاری فنی، مهندسی و تأمین مالی مشترک» مهاجرت کنند، میتوانند سهم ماندگاری از این بازار نوظهور به دست آورند.روایت یک بازدید میدانی از ظرفیتهای صنعت ساختمان در بازاری که میتواند به یکی از مقاصد جدید فعالیت برونمرزی شرکتهای ایرانی تبدیل شود
صنعت ساختمان ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از چالشهای درهمتنیده روبهرو بوده است؛ از کاهش قدرت خرید خانوارها و دشواری تامین مالی گرفته تا نوسانات اقتصادی، افزایش مستمر هزینههای ساخت، طولانی شدن دوره بازگشت سرمایه و کاهش حاشیه سود پروژهها. ادامه این وضعیت، بسیاری از سازندگان، توسعهگران و سرمایهگذاران حرفهای را به بازنگری در الگوهای سنتی فعالیت و جستوجوی بازارهای تازه واداشته است.
در چنین شرایطی، توسعه فعالیتهای برونمرزی دیگر صرفاً یک انتخاب جانبی یا اقدامی تبلیغاتی نیست؛ بلکه میتواند به بخشی از راهبرد رشد، تنوعبخشی به بازار و کاهش ریسک کسبوکار شرکتهای ایرانی تبدیل شود. کشورهای آسیای میانه، بهویژه ازبکستان، از جمله بازارهایی هستند که طی سالهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه سرمایهگذاران، توسعهگران شهری و شرکتهای ارائهدهنده خدمات فنی و مهندسی قرار گرفتهاند.
در سفر اخیر به ازبکستان و تاجیکستان، فرصت آن فراهم شد تا بخشی از بازار ساختوساز، توسعه شهری، سرمایهگذاری ملکی و فضای کسبوکار این منطقه از نزدیک بررسی شود. بازدید از پروژههای ساختمانی، گفتوگو با توسعهگران، مالکان زمین، فعالان اقتصادی و مشاوران محلی، تصویری روشنتر از فرصتها، تفاوتها و البته الزامات ورود به این بازار ارائه کرد.
جمعبندی این مشاهدات نشان میدهد آسیای میانه، بهخصوص ازبکستان، در حال عبور از مرحلهای مهم از توسعه اقتصادی و شهری است؛ مرحلهای که میتواند فرصتهای قابلتوجهی برای شرکتهای حرفهای ایرانی در حوزه توسعهگری، ساختوساز، صادرات مصالح و خدمات فنی و مهندسی ایجاد کند.
چرا ازبکستان اهمیت دارد؟
ازبکستان با جمعیتی بیش از ۳۷ میلیون نفر، بزرگترین بازار جمعیتی آسیای میانه به شمار میرود. رشد شهرنشینی، اجرای اصلاحات اقتصادی، تلاش برای جذب سرمایهگذاری خارجی و برنامهریزی گسترده برای توسعه زیرساختها و شهرهای جدید، این کشور را به یکی از بازارهای رو به رشد منطقه تبدیل کرده است.
آنچه در بازدید میدانی از تاشکند و سمرقند بیش از همه جلب توجه میکرد، مقیاس و تنوع پروژههای در حال اجرا بود. در بخشهای مختلف این شهرها، پروژههای مسکونی، تجاری، اداری، گردشگری و کاربریهای مختلط در حال طراحی یا ساخت هستند. این تحولات تنها پاسخی به نیازهای فعلی بازار مسکن نیست، بلکه بخشی از برنامه وسیعتر ازبکستان برای افزایش ظرفیت اقتصادی، ارتقای کیفیت زندگی شهری، جذب گردشگر و ایجاد زیرساختهای متناسب با آینده این کشور محسوب میشود.
پروژه بزرگ «شهر جدید تاشکند» یکی از شاخصترین نمونههای این رویکرد است. اجرای چنین طرحی نشان میدهد سیاستگذاران ازبکستان توسعه شهری را صرفاً به ساخت تعدادی ساختمان یا مجموعه مسکونی محدود نمیدانند، بلکه به دنبال ایجاد پهنههای جدید شهری، مراکز اقتصادی، زیرساختهای خدماتی و ظرفیتهای تازه برای اسکان و فعالیت جمعیت آینده هستند.
در کنار تاشکند، شهر تاریخی و گردشگرپذیر سمرقند نیز شاهد افزایش پروژههای اقامتی، تجاری، خدماتی و مسکونی است. رشد گردشگری، توسعه خدمات شهری و افزایش حضور سرمایهگذاران خارجی، تقاضا برای ایجاد فضاهای جدید و استاندارد را در این شهر تقویت کرده است.
تاجیکستان نیز، با وجود تفاوت در مقیاس بازار و ساختار اقتصادی، ظرفیتهایی برای همکاری شرکتهای ایرانی دارد. قرابتهای فرهنگی و زبانی میتواند زمینه ارتباط و همکاری را تسهیل کند؛ هرچند ورود به این بازار نیز باید براساس ارزیابی دقیق اقتصادی، شناخت نیاز واقعی و انتخاب شریک محلی مناسب انجام شود.
یک تفاوت مهم با بازار ساختمان ایران
یکی از ویژگیهای قابلتوجه بازار ساختمان ازبکستان، رواج مدل تحویل واحدها بهصورت نیمهخام یا Shell & Core است. در این الگو، توسعهگر معمولاً اسکلت، نما، مشاعات، ورودیها، زیرساختهای اصلی و تأسیسات پایه ساختمان را اجرا میکند، اما طراحی و تکمیل فضای داخلی واحدها به خریدار واگذار میشود.
این مدل چند پیامد مهم برای توسعهگر دارد. نخست آنکه هزینه اولیه ساخت و میزان سرمایه درگیر در پروژه کاهش مییابد. دوم، دوره اجرای پروژه کوتاهتر میشود و سرمایه با سرعت بیشتری به چرخه بازمیگردد. همچنین بخشی از پیچیدگیهای اجرایی و اختلاف سلیقههای مربوط به طراحی داخلی از دوش سازنده برداشته میشود.
برای خریداران نیز این شیوه امکان شخصیسازی فضای داخلی متناسب با نیاز، بودجه و سلیقه فردی را فراهم میکند. با این حال، موفقیت چنین الگویی مستلزم اجرای دقیق زیرساختها، ارائه مشخصات فنی شفاف و تعریف روشن تعهدات سازنده و خریدار است.
این تفاوت میتواند برای شرکتهای ایرانی آموزنده باشد. بسیاری از پروژههای ساختمانی در ایران با سرمایهگذاری سنگین در بخش نازککاری و تکمیل داخلی اجرا میشوند؛ درحالیکه استفاده هدفمند از مدلهای متنوع تحویل، متناسب با شرایط بازار، میتواند به کاهش هزینه، کنترل ریسک و افزایش سرعت گردش سرمایه کمک کند.
نقش تامین مالی در رونق بازار
یکی دیگر از موضوعات قابلتوجه در ازبکستان، حضور فعالتر نظام بانکی در تأمین مالی پروژهها و خریداران مسکن است. دسترسی به ابزارهای اعتباری و تسهیلات بانکی، میتواند قدرت خرید متقاضیان را افزایش داده و جریان فروش پروژهها را تقویت کند.
در بازاری که توسعهگر بتواند بخشی از منابع مالی خود را از طریق نظام بانکی، پیشفروش ضابطهمند یا مشارکت با سرمایهگذاران تأمین کند و خریدار نیز به اعتبار خرید دسترسی داشته باشد، چرخه تولید و تقاضا روانتر عمل میکند. این موضوع یکی از عواملی است که میتواند جذابیت بازار ازبکستان را برای سرمایهگذاران ساختمانی افزایش دهد.
البته وجود تقاضای عمومی یا تسهیلات بانکی بهتنهایی تضمینکننده موفقیت یک پروژه نیست. انتخاب موقعیت مناسب، شناخت گروه هدف، تعریف صحیح محصول، قیمتگذاری متناسب، طراحی کارآمد، مدیریت هزینه و تحویل بهموقع همچنان عوامل اصلی موفقیت به شمار میروند.
فرصت شرکتهای ساختمانی و توسعهگران ایرانی
شرکتهای ایرانی در دهههای گذشته تجربه قابلتوجهی در اجرای پروژههای بزرگ مسکونی، تجاری، اداری، صنعتی و زیرساختی به دست آوردهاند. توان طراحی و مهندسی، دسترسی به نیروی انسانی متخصص، تجربه مدیریت پروژه و آشنایی با ساختوساز در شرایط پیچیده اقتصادی، از جمله مزیتهایی است که میتواند در بازارهای منطقهای مورد استفاده قرار گیرد.
بررسیهای میدانی نشان میدهد شرکتهای توانمند ایرانی میتوانند در چند حوزه اصلی وارد همکاری با طرفهای محلی شوند:
- توسعه پروژههای مسکونی، تجاری و چندمنظوره؛
- مشارکت با مالکان زمین و توسعهگران محلی؛
- سرمایهگذاری مشترک در پروژههای ساختمانی؛
- ارائه خدمات طراحی، معماری و مهندسی؛
- مدیریت پروژه، مدیریت پیمان و کنترل ساخت؛
- صادرات خدمات فنی و مهندسی؛
- انتقال دانش و تجربه در حوزه توسعهگری شهری؛
- بازآفرینی و ارتقای پروژههای موجود؛
- طراحی مدلهای فروش، بهرهبرداری و مدیریت داراییهای ساختمانی.
حضور در چنین بازارهایی الزاماً به معنای خرید زمین و سرمایهگذاری مستقیم و سنگین نیست. شرکتهای ایرانی میتوانند با مدلهای کمریسکتر، از جمله ارائه خدمات مهندسی، مدیریت پروژه، مشارکت فنی، طراحی یا تأمین مصالح آغاز کنند و پس از شناخت دقیقتر بازار، دامنه فعالیت خود را گسترش دهند.
در واقع، راهبرد مناسب برای بسیاری از شرکتها میتواند «ورود مرحلهای» باشد؛ یعنی ابتدا شناخت بازار و ایجاد شبکه ارتباطی، سپس اجرای یک پروژه محدود یا همکاری خدماتی و در نهایت حرکت به سمت مشارکت یا سرمایهگذاری گستردهتر.
بازار مهم زنجیره تامین ساختمان
فرصت آسیای میانه تنها به ساخت و توسعه پروژه محدود نمیشود. گسترش شهرها و افزایش پروژههای ساختمانی، تقاضای قابلتوجهی برای انواع مصالح، تجهیزات و خدمات وابسته ایجاد کرده است. ایران در بسیاری از این حوزهها دارای ظرفیت تولید، تجربه صنعتی و مزیت جغرافیایی است. از جمله محصولات و خدماتی که میتوانند در این بازار مورد توجه قرار گیرند عبارتاند از:
- سنگهای ساختمانی و تزئینی؛
- کاشی، سرامیک و پرسلان؛
- شیرآلات و تجهیزات بهداشتی؛
- درب، پنجره و سیستمهای نمای ساختمانی؛
- تجهیزات گرمایشی، سرمایشی و تأسیساتی؛
- آسانسور و تجهیزات حملونقل عمودی؛
- مصالح عایقکاری و بهینهسازی مصرف انرژی؛
- محصولات نازککاری و دکوراسیون داخلی؛
- تجهیزات آشپزخانه، کمد و محصولات چوبی؛
- خدمات طراحی، مهندسی و مدیریت پروژه.
با این حال، صرف برخورداری از محصول باکیفیت برای موفقیت در صادرات کافی نیست. شناخت استانداردهای فنی، ضوابط گمرکی، نیازهای اقلیمی، روشهای پرداخت، هزینه حملونقل، خدمات پس از فروش و ترجیحات معماری بازار مقصد، از الزامات حضور پایدار است.
تولیدکنندگان ایرانی باید از نگاه صرفاً فروشمحور فاصله گرفته و به سمت ایجاد شبکه توزیع، تأسیس دفتر یا نمایشگاه محلی، ارائه ضمانت و پشتیبانی فنی و همکاری با سازندگان و معماران کشور مقصد حرکت کنند. صادرات موفق در صنعت ساختمان، بیش از آنکه یک معامله مقطعی باشد، نیازمند حضور مستمر و اعتمادسازی بلندمدت است.
اهمیت شبکهسازی و حضور میدانی
یکی از مهمترین نتایج این سفر، درک عینی اهمیت حضور میدانی و ایجاد شبکه ارتباطی محلی بود. بازارهای آسیای میانه را نمیتوان صرفاً از طریق گزارشهای عمومی، مکاتبات از راه دور یا ارتباطات محدود شناخت.
در این بازارها، اعتماد، شناخت متقابل و ارتباطات حرفهای نقش تعیینکنندهای دارند. انتخاب شریک محلی قابلاعتماد، آشنایی با ساختارهای اداری، شناخت مقررات سرمایهگذاری، درک رفتار خریداران و دسترسی به مشاوران حقوقی و مالی معتبر، میتواند تفاوت میان موفقیت و شکست یک پروژه را رقم بزند.
در جریان این سفر، علاوه بر بازدید از پروژههای ساختمانی، نشستهایی با توسعهگران، مالکان زمین، فعالان اقتصادی و مشاوران محلی برگزار شد. این گفتوگوها نشان داد که علاقه به همکاری با شرکتهای ایرانی وجود دارد، اما طرفهای محلی بیش از هر چیز به دنبال شرکتهایی هستند که برنامه روشن، توان اجرایی اثباتشده، ساختار حرفهای و تعهد بلندمدت داشته باشند.
حضورهای کوتاهمدت و مذاکرات پراکنده، بدون ایجاد نمایندگی یا شبکه ارتباطی پایدار، بهندرت به نتیجه مطلوب میرسند. شرکتهایی که قصد ورود جدی به منطقه را دارند باید برای مطالعه مستمر بازار، اعزام تیمهای تخصصی، ایجاد ارتباط با نهادهای حرفهای و پیگیری منظم مذاکرات برنامهریزی کنند.
فرصتها بدون ریسک نیستند
تصویر بازار آسیای میانه را نباید صرفاً براساس ظرفیتهای مثبت ترسیم کرد. هر بازار نوظهور در کنار فرصتهای خود، با ریسکها و پیچیدگیهایی نیز همراه است.
پیش از ورود به هر پروژه، بررسی دقیق وضعیت مالکیت زمین، مجوزهای ساخت، ضوابط شهرسازی، تعهدات مالیاتی، مقررات انتقال ارز، نحوه خروج سرمایه و سود، اعتبار شرکای محلی و ضمانت اجرای قراردادها ضروری است.
نوسانات نرخ ارز، تغییر مقررات، تفاوت فرهنگ قراردادی، محدودیتهای بانکی و دشواریهای احتمالی در انتقال پول نیز باید در مدل اقتصادی پروژه لحاظ شود. توسعهگران ایرانی نباید صرفاً براساس قیمت زمین، ظاهر پروژهها یا مذاکرات اولیه تصمیمگیری کنند.
استفاده از مشاوران حقوقی و مالی مستقل، انجام مطالعات امکانسنجی، بررسی اسناد مالکیت، تنظیم قراردادهای چندزبانه و تعریف سازوکار حل اختلاف، از جمله اقداماتی است که میتواند ریسک حضور در این بازارها را کاهش دهد.
در واقع، آسیای میانه بازار فرصتهای سریع و بدون ریسک نیست؛ بلکه بازاری برای شرکتهای حرفهای، صبور و برخوردار از برنامه بلندمدت است.
ضرورت تدوین یک راهبرد ملی و صنفی
حضور موفق شرکتهای ایرانی در ازبکستان و دیگر کشورهای آسیای میانه نیازمند اقداماتی فراتر از فعالیتهای انفرادی است. تشکلهای تخصصی، اتاقهای بازرگانی، نهادهای دولتی و سازمانهای مرتبط با صادرات خدمات فنی و مهندسی میتوانند نقش مهمی در هموار کردن این مسیر داشته باشند.
ایجاد بانک اطلاعات پروژهها، شناسایی شرکای معتبر، برگزاری هیئتهای تجاری تخصصی، راهاندازی مراکز معرفی مصالح و فناوریهای ایرانی، حمایت از حضور شرکتها در نمایشگاههای منطقه و تسهیل ضمانتنامهها و خدمات بانکی، میتواند قدرت رقابت شرکتهای ایرانی را افزایش دهد.
به جای حضور پراکنده و جزیرهای، میتوان کنسرسیومهایی متشکل از توسعهگران، پیمانکاران، مهندسان، تولیدکنندگان مصالح و شرکتهای تأمین مالی ایجاد کرد. چنین ساختاری امکان ارائه بستهای کامل از طراحی و مهندسی تا ساخت، تأمین مصالح و بهرهبرداری را فراهم میکند.
رقابت در بازارهای بینالمللی، رقابت میان اشخاص یا شرکتهای منفرد نیست؛ بلکه رقابت میان شبکهها و زنجیرههای منسجم اقتصادی است. ایران برای بهرهبرداری از ظرفیت آسیای میانه به چنین نگاهی نیاز دارد.


