به گزارش خبرنگار نویاب، بازار لوازمالتحریر، فقط بازار دفتر و خودکار نیست؛ بخشی از حافظه جمعی چند نسل در همین ویترینها شکل گرفته است. از روزهایی که خودنویسهای خارجی کالایی لوکس محسوب میشدند تا امروز که شخصیتهای کارتونی و تبلیغات شبکههای اجتماعی سلیقه کودکان را تغییر میدهد، فعالان این صنف روایتهای زیادی برای گفتن دارند. عبدالحمید کوروشزاده، رئیس اتحادیه لوازمالتحریر و نوشتافزار گرگان، از جمله کسبهای است که بیش از پنج دهه در این بازار حضور داشته و مسیر تحول آن را از نزدیک دیده است؛ مسیری که از یک مغازه کوچک و علاقه نوجوانانه آغاز شد و به مدیریت یکی از قدیمیترین اتحادیههای صنفی شهر رسید.
*آقای کوروشزاده، فعالیت شما در بازار لوازمالتحریر از چه زمانی آغاز شد؟
فعالیت ما به سال ۱۳۵۴ برمیگردد. البته قبل از آن هم از دوران کودکی کار میکردیم. تابستانها سراغ کارهای مختلف میرفتیم؛ مدتی کارهای برقی انجام میدادیم و همان زمان کمکم فضای مغازهداری و کسبوکار را یاد گرفتم. پدرم دفتر معماری داشت و نگاهش بیشتر به حوزه مصالح ساختمانی بود. همیشه میگفت اگر قرار است وارد بازار شوی، برو سمت مصالح ساختمانی، چون آینده دارد.
اما من به لوازمالتحریر علاقه داشتم. آن زمان این بازار برایم جذابیت خاصی داشت؛ بوی دفتر و کاغذ، ویترین خودنویسها و تنوع کالاها برایم دنیای دیگری بود. در نهایت پدرم را قانع کردم و با سرمایهای که خودم داشتم و کمکی که ایشان کردند، مغازه را راهاندازی کردم.
*همزمان درس هم میخواندید؟
بله، آن زمان کار و درس کنار هم بود. صبح خیلی زود، حدود ساعت ۶ تا ۷:۳۰ در مغازه کار میکردم، بعد به مدرسه میرفتم و دوباره بعد از تعطیلی برمیگشتم سر کار. دبیرستان ایرانشهر درس میخواندم.
فضای آن دوره با امروز خیلی فرق داشت. کسبه قدیمی اعتقاد داشتند آدم باید از نوجوانی کار یاد بگیرد. اگر کسی دیرتر به مغازه میآمد، میگفتند «چی شد؟ سر ظهر آمدی؟» یعنی فرهنگ کار و تلاش از صبح زود در بازار جریان داشت.
*بازار لوازمالتحریر آن سالها چه تفاوتی با امروز داشت؟
بازار آن زمان بسیار محدودتر اما باکیفیتتر بود. تنوع امروزی وجود نداشت، ولی کالاهایی که وارد میشدند عمدتاً برندهای معتبر اروپایی و آمریکایی بودند. برندهایی مثل «سناتور» و «فرنو» خیلی شناختهشده بودند و مردم برای خرید آنها اشتیاق داشتند.
خودنویس سناتور آن زمان حدود ۳۰ تومان قیمت داشت که اگر با ارزش امروز مقایسه کنیم، رقم قابلتوجهی میشود. اما مردم برای کیفیت هزینه میکردند. جنسهای فرانسوی، انگلیسی و آمریکایی در بازار فراوان بود و در عین حال نسبت به قدرت خرید مردم، قیمتها منطقیتر به نظر میرسید.
*چه زمانی وارد حوزه توزیع کتابهای درسی شدید؟
سال ۱۳۵۶ نمایندگی توزیع کتاب درسی گرفتم. آن زمان این حوزه در اختیار تعداد محدودی از افراد بود و هر کسی نمیتوانست وارد آن شود. یادم هست افرادی مثل دیانی، صحرایی، سمنانی و قمری از فعالان اصلی این بخش بودند.
بعد از انقلاب شرایط تغییر کرد و توزیع گستردهتر شد. مدارس، ادارات و مراکز مختلف مصرفکننده جدی نوشتافزار بودند و بازار رونق خوبی داشت. در آن دوره هم کالاهای باکیفیت به بازار میآمد و هم مصرف بالا بود.
*امروز بازار نوشتافزار چه وضعیتی دارد؟
بازار امروز نسبت به گذشته کاملاً تغییر کرده است. سلیقه نسل جدید سریع عوض میشود و تبلیغات خارجی تأثیر زیادی بر بازار گذاشته است. الان بچهها بیشتر دنبال طرحهای کارتونی و شخصیتهای روز هستند. جالب است بدانید بعضی از این طرحها فقط یک یا دو سال فروش دارند و بعد کاملاً از بازار خارج میشوند.
در واقع، امروز سرعت تغییر سلیقه بسیار بالاست و فعالان صنف باید دائماً خودشان را با بازار هماهنگ کنند.
*کیفیت تولیدات ایرانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
خوشبختانه در سالهای اخیر بعضی برندهای ایرانی پیشرفت خوبی داشتهاند. برندهایی مثل «پنتر» یا «کنکو» توانستهاند جایگاه مناسبی در بازار پیدا کنند. هم کیفیت قابل قبولی دارند و هم شبکه پخش مناسبی ایجاد کردهاند.
البته هنوز هم بازار رقابتی است و تولیدکننده داخلی باید روی کیفیت، طراحی و شناخت سلیقه نسل جدید بیشتر کار کند.
*اتحادیه لوازمالتحریر گرگان امروز چه تعداد عضو دارد؟
در حال حاضر حدود ۱۶۵ عضو در اتحادیه داریم و این تعداد تا پایان سال به حدود ۴۰۶ واحد خواهد رسید. تلاش ما این است که هم از حقوق صنفی اعضا دفاع کنیم و هم بازار به سمت نظم و کیفیت بیشتر حرکت کند.
*اگر بخواهید بازار لوازمالتحریر را در یک جمله توصیف کنید، چه میگویید؟
این بازار فقط محل فروش دفتر و خودکار نیست؛ بخشی از خاطرات مردم، دوران مدرسه و حتی فرهنگ هر نسل در همین لوازمالتحریر شکل میگیرد. شاید به همین دلیل است که با وجود همه تغییرات، هنوز هم این شغل برای من جذابیت روز اول را دارد.



