به گزارش نویاب، «تنگه هرمز، دست برتر ایران و منافع ملی» تیتر سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان است. در این یادداشت آمده است؛
پس از گذشت بیش از یک ماه از تجاوز نظامی مشترک دولتهای اسرائیل و ایالات متحده آمریکا به ایران به روشنی معلوم شده است که دولت آمریکا هیچ استراتژی مشخص و منسجمی برای این ماجراجویی نظامی نداشته و صرفا اسیر این تصور احتمالا القاشده از سوی دولت اسرائیل بوده که با نخستین ضربه کاری به سران نظام در همان روزهای اول، کار یکسره خواهد شد.
بررسی پیشنهاد بحرین برای بازگشایی تنگه هرمز که عملا راهحل نظامی را مدنظر دارد، در شورای امنیت سازمان ملل متحد تاکنون دو بار به تعویق افتاده است. سیاستهای امپریالیستی دولت ایالات متحده آمریکا بیش از پیش مورد انتقاد جدی بخش اعظم کشورهای جهان از جمله متحدان اروپایی و اعضای ناتو قرار گرفته است و از آن سیاستها تبری میجویند. از این موقعیت ممتازی که در سایه مقاومت ملی به دست آمده باید به درستی و در جهت منافع ملی ایران استفاده کرد.
این تدبیر تاثیر مهمی بر افکار عمومی جهانیان و شاید از آن مهمتر بر آمریکاییان مخالف جنگ خواهد گذاشت و به دولت متوهم و سردرگم آمریکا فشار وارد خواهد کرد که جنگ را متوقف سازد و به جای تکرار گزافهای بهعنوان تسلیم به راهحلهای دیپلماتیک حقیقی روی بیاورد. البته برای رسیدن به نتیجه، پیشنهادهای ایران نباید حداکثری و غیر واقعبینانه باشد. برای این منظور لازم است که طرف ایرانی مذاکره از اهل علم، فن و تجربه باشند و مقهور شعارپردازیهای افراطی مغایر با منافع ملی نشوند.
البته اینجا لازم است به پیچیدگی روابط میان دولتهای اسرائیل و آمریکا و نقش و هدف آنها از ماجراجویی نظامیشان اشاره کرد. به احتمال قریب به یقین این اسرائیل بود که پای آمریکا را به جنگ ۱۲ روزه و در ادامه آن به جنگ فعلی کشاند. پیش از این اشاره شد که آمریکا استراتژی منسجم و مشخصی برای این جنگ و خروج از آن ندارد. اما باید اضافه کنیم که این سردرگمی شامل اسرائیل نمیشود.
اسرائیل استراتژی مشخص و منسجمی را دنبال میکند و آن تضعیف هر چه بیشتر نه تنها نیروهای نظامی، بلکه توان اقتصادیِ نه فقط حکومت فعلی کشور، بلکه واقعیت مهمی به نام ایران است. جاهطلبیهای منطقهای اسرائیل از سالهای دور تضعیف و احیانا تجزیه کشورهای بزرگ منطقه از جمله ترکیه و ایران است. نادیده گرفتن تفاوتهای مهم میان سیاستهای اسرائیل و آمریکا ممکن است برای منافع ملی ایران بسیار زیانبخش باشد. منافع دولت فعلی آمریکا ایجاب میکند که جنگ هرچه زودتر خاتمه یابد، اما منافع و مقاصد دولت فعلی اسرائیل درست در جهت مخالف یعنی در ادامه جنگ است.
منافع ملی ایران در پایان هرچه سریعتر جنگ است تا زیرساختهای اقتصادی و نظامی ایران بیش از این آسیب نبینند. متاسفانه برخی افراطیون سادهلوح که از جنایتهای صورتگرفته در این جنگ به شدت و بحق عصبانیاند با تسلیم شدن بر احساسات و دور شدن از عقل بر طبل ادامه جنگ میکوبند و با طرح شعارهای غیر واقعبینانه و بعضا آخرالزمانی عملا پایان جنگ را تعلیق به محال میکنند. خوشبختانه متولیان نظامی کشورمان هوشمندانه به شیطنتهای خطرناک اسرائیل در دو به همزنی و حمله به اهداف غیر نظامی در کشورهای خلیجفارس و گذاشتن آن به حساب ایران پی برده و آشکارا این توطئه را افشا کرده و از آن تبری جستهاند.
هدف از این شیطنتها وارد کردن عملی این کشورها به جنگ با ایران و گستردهتر کردن دامنه بحران منطقهای و تداوم بخشیدن به مخاصمات نظامی است. بنابراین لازم است ایران روابط دیپلماتیک با کشورهای حوزه خلیجفارس را تعمیق دهد و حتیالامکان آنها را در جریان توطئههای نظامی رژیم اسرائیل قرار دهد.


