به گزارش نویاب به نقل از جهان صنعت نیوز، جنگ اخیر، بزرگترین اقتصادهای صنعتی آسیا را وادار کرده است برای سناریوی یک بحران ممتد انرژی آماده شوند. نگرانی اصلی دیگر فقط افزایش قیمت نفت و گاز نیست، بلکه امکان اختلال واقعی در عرضه فیزیکی انرژی است؛ اختلالی که میتواند از مسیر تنگه هرمز به سرعت به کارخانهها، شبکه برق، صنایع صادراتی و در نهایت به رشد اقتصادی منطقه منتقل شود.
تنگه هرمز برای بخش بزرگی از آسیا یک گلوگاه حیاتی است. بسیاری از اقتصادهای این منطقه بخش مهمی از نفت خام و گاز طبیعی خود را از همین مسیر دریافت میکنند. اکنون که در پی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، رفتوآمد کشتیها در این آبراه تقریباً به حداقل رسیده است و دولتهای آسیایی با نوعی وضعیت اضطراری در حوزه امنیت انرژی روبهرو شدهاند. افزایش قیمتها در روزهای اخیر، بازارهای منطقه را متلاطم کرده و نگرانیهای تورمی را تشدید کرده است. اما در پشت این نوسانات قیمتی، هراس مهمتری در حال شکلگیری است که اگر بحران ادامه پیدا کند و عرضه واقعاً مختل شود، بسیاری از اقتصادهای آسیایی با یک شوک عمیقتر مواجه خواهند شد.
شرق آسیا؛ قلب صنعت جهانی، گرفتار وابستگی انرژی
شدت بحران برای برخی اقتصادهای آسیایی از دیگران بیشتر است، زیرا این کشورها هم به شدت به واردات انرژی وابستهاند و هم نقش مرکزی در زنجیرههای تأمین جهانی دارند. همین ترکیب، آنها را در برابر هر اختلال انرژی بسیار آسیبپذیر میکند. تایوان، ژاپن و کره جنوبی در این میان جایگاهی ویژه دارند؛ اقتصادهایی صنعتی و فناورانه که با وجود نقش کلیدی در تولید جهانی، از نظر انرژی به شدت به واردات وابستهاند.
در تایوان، وضعیت از این هم حساستر است. این اقتصاد که بزرگترین تولیدکننده تراشههای پیشرفته جهان به شمار میرود، بیش از ۹۰ درصد منابع انرژی فسیلی خود را از خارج وارد میکند. جنگ ایران، تلاشهای تایپه برای کاهش وابستگی به منابع خاورمیانه را فوریتی تازه بخشیده است. این تلاش فقط به منطق اقتصادی مربوط نمیشود، بلکه با ملاحظات امنیتی نیز پیوند خورده است. تایوان میخواهد منابع گاز مایع و نفت خام خود را بهگونهای متنوع کند که در برابر محاصره یا حمله احتمالی چین نیز آسیبپذیری کمتری داشته باشد. به همین دلیل، بحران خاورمیانه برای تایوان هشداری درباره آسیبپذیر بودن ساختار تأمین انرژی در شرایط تنش ژئوپلیتیکی است.
برآوردهای رسمی نشان میدهد ذخایر گاز مایع تایوان تا پایان ماه جاری کفایت میکند و دولت امیدوار است برای ماه بعد نیز عرضه کافی تأمین شود. در همین چارچوب، برنامهریزی برای جلو انداختن محمولههای گاز از آمریکا و استرالیا و همچنین افزایش خرید از بازار نقدی در دستور کار قرار گرفته است.
یکی از نشانههای مهم شدت بحران، حرکت کشورها به سمت سازوکارهای همکاری متقابل است. دولت تایوان اعلام کرده که با ژاپن و کره جنوبی در حال شکلدهی یک چارچوب کمک متقابل است تا در صورت کمبود شدید گاز، بتوان از مسیر هماهنگی منطقهای بخشی از فشار را تعدیل کرد. این اقدام نشان میدهد که نگرانیها از سطح نوسانات بازار عبور کرده و وارد مرحله مدیریت ریسک عرضه شده است.
در واقع، زمانی که کشورها بهجای اتکا صرف به بازار، به سراغ توافقهای کمک متقابل میروند، میتوان دریافت که مسئله از جنس بحران بالقوه در دسترسی است. برای اقتصادهایی که موتور تولید جهانی محسوب میشوند، هر وقفه در تأمین انرژی میتواند به سرعت به اختلال در زنجیرههای صنعتی جهانی منجر شود.
ژاپن و کره جنوبی؛ از مدیریت قیمت تا آمادگی برای آزادسازی ذخایر
ژاپن نیز که چهارمین اقتصاد بزرگ جهان و یکی از تولیدکنندگان اصلی کالاهای پیشرفته است، بهسرعت ساختار ویژهای برای مدیریت بحران انرژی ایجاد کرده است. دولت در توکیو یک دفتر ویژه برای رسیدگی به مسائل تأمین انرژی ناشی از تشدید درگیری با ایران تشکیل داده و مقامهای مسئول تأکید کردهاند که این ساختار با فوریت عمل خواهد کرد. هدف این است که هم عرضه پایدار انرژی برای اقتصاد ژاپن حفظ شود و هم اثر بحران بر زندگی مردم و فعالیتهای اقتصادی به حداقل برسد. ژاپن در این میان یک مزیت نسبی دارد. این کشور حدود ۲۵۴ روز ذخیره نفتی در اختیار دارد. همین حجم از ذخایر، هرچند به معنای مصونیت کامل نیست، اما امکان مدیریت کوتاهمدت بحران را افزایش میدهد.
در کره جنوبی نیز دولت فعالسازی پروتکلهای اضطراری انرژی را اعلام کرده است. این پروتکلها شامل گسترش تأمین مالی برای خرید نفت خام از مناطق دیگر از طریق وام و تضمین اعتباری و در صورت لزوم آزادسازی ذخایر راهبردی است. کره جنوبی حدود ۷۰ درصد نفت خام و ۲۰ درصد گاز مایع خود را از خاورمیانه وارد میکند و تقریباً همه این محمولهها از تنگه هرمز عبور میکنند. به همین دلیل، سئول همزمان با بررسی وضعیت کشتیرانی، مسیر نفتکشها و ظرفیت تأمین نفت خارج از خاورمیانه، به پالایشگاهها نیز هشدار داده که قیمت انرژی برای مصرفکنندگان را افزایش ندهند.
این نکته مهم است که در کره جنوبی مدیریت بحران فقط به تأمین عرضه محدود نشده بلکه مهار انتقال شوک به مصرفکننده نهایی نیز بخشی از سیاستگذاری شده است. این یعنی دولتها بهخوبی میدانند شوک انرژی اگر به بازار داخلی منتقل شود، به سرعت به مسئلهای تورمی و سیاسی تبدیل خواهد شد.
چین؛ تمرکز بر بازار داخلی و چرخش به سمت روسیه
در چین واکنش دولت نشان میدهد که پکن نیز احتمال اختلال طولانیمدت در تجارت انرژی خاورمیانه را جدی گرفته است. دولت به بزرگترین پالایشگاههای کشور دستور داده صادرات بخش عمده فرآوردههای نفت و گاز را متوقف کنند. هدف از این تصمیم آن است که امنیت عرضه داخلی در اولویت قرار گیرد و موجودی نفت خام با سرعت کاهش پیدا نکند.
در این دستور البته برخی استثناها در نظر گرفته شده است؛ از جمله سوخت هواپیما، سوخت دریایی و محمولههایی که از سرزمین اصلی چین به هنگکنگ و ماکائو ارسال میشود. اما منطق این است که چین میخواهد در شرایط نااطمینانی تا حد ممکن فرآوردههای انرژی را در داخل نگه دارد.
تحلیلها همچنین نشان میدهد که چین احتمالاً برای جبران هر کاهش در عرضه خاورمیانه به سمت روسیه متمایل خواهد شد و حتی ممکن است آزادسازی ذخایر راهبردی نفتی را نیز مدنظر قرار دهد. این رویکرد از یک سو نشاندهنده انعطافپذیری ژئوپلیتیکی چین در حوزه واردات انرژی است و از سوی دیگر بیانگر آن است که پکن بحران را صرفاً یک نوسان کوتاهمدت بازار تلقی نمیکند.
هند؛ اطمینان رسمی، اما وابستگی پابرجا
در هند، موضع رسمی دولت این بوده که کشور از نظر نفت خام و موجودی فرآوردههای اصلی نفتی در وضعیت مناسبی قرار دارد و میتواند اختلالهای کوتاهمدت ناشی از بحران خاورمیانه را مدیریت کند. اما پشت این اطمینان یک واقعیت ساختاری همچنان پابرجاست. هند سومین واردکننده بزرگ نفت جهان است و حدود نیمی از نفت خام خود را از خاورمیانه تأمین میکند.
به همین دلیل، اگر اختلال عرضه ادامهدار شود، احتمال بازگشت پررنگتر هند به نفت روسیه افزایش مییابد؛ حتی با وجود فشار آمریکا برای توقف خرید نفت خام روسیه. در همین چارچوب، صدور معافیت ۳۰ روزه از سوی واشنگتن برای خرید نفت تحریمی روسیه توسط پالایشگاههای هندی، خود نشانهای است از آنکه در شرایط بحران، ملاحظات انرژی میتواند بر فشارهای سیاسی غلبه کند.
جنوب و جنوبشرق آسیا؛ ذخایر محدود و آسیبپذیری بالا
بحران فقط به قدرتهای بزرگ صنعتی شرق آسیا محدود نیست. در جنوبشرق آسیا نیز کشورهایی مانند تایلند، سنگاپور و فیلیپین نسبت به وضعیت عرضه ابراز نگرانی کردهاند. در اندونزی، که بزرگترین اقتصاد منطقه و بزرگترین صادرکننده زغالسنگ حرارتی جهان است، دولت به دنبال افزایش خرید نفت خام از آمریکا برای جایگزینی بخشی از عرضه خاورمیانه است.
اندونزی اعلام کرده که تنها حدود ۲۳ روز ذخیره نفتی دارد و همزمان ساخت مخازن جدید ذخیره نفت خام را آغاز خواهد کرد تا ظرفیت ذخیرهسازی خود را افزایش دهد. اما این کشور بهزودی وارد فصل اوج سفرهای عید میشود؛ موضوعی که فشار مضاعفی بر ذخایر موجود وارد میکند. این یعنی حتی کشورهایی که برای تنوعبخشی به منابع تأمین دست به کار شدهاند، در کوتاهمدت همچنان با محدودیتهای جدی روبهرو هستند.
در پاکستان، آسیبپذیری حتی مستقیمتر است. این کشور که همسایه ایران است، برای بخش عمده واردات نفت و گاز خود به مسیر تنگه هرمز وابسته است. مقامهای پاکستانی گفتهاند حدود یک ماه ذخیره بنزین و گازوئیل در اختیار دارند، اما ذخایر نفت خام فقط برای ۱۰ روز کافی است. به همین دلیل، دولت در حال بررسی اقداماتی برای صرفهجویی از جمله الزام به دورکاری، برگزاری مجازی کلاسهای دانشگاهی و کاهش عرضه گاز به کارخانههای تولید کود است.
استرالیا از یک جهت میتواند از تلاش آسیا برای تنوعبخشی به منابع انرژی منتفع شود، زیرا صادرکننده گاز مایع است و میتواند مقصد بخشی از تقاضای جایگزین منطقه باشد. اما در داخل، این کشور نیز با محدودیتهایی در حوزه سوختهای حملونقل مواجه است. برآوردها نشان میدهد استرالیا در ابتدای سال تنها حدود ۲۵ روز ذخیره گازوئیل و ۲۹ روز ذخیره بنزین داشته است. در نتیجه، حتی کشوری که از منظر صادرات انرژی جایگاه مهمی دارد، در برخی بخشهای بازار داخلی خود حاشیه امن چندانی ندارد.
جنگی که امنیت انرژی آسیا را به مسئلهای راهبردی تبدیل کرد
آنچه اکنون در آسیا در حال رخ دادن است، صرفاً واکنش به یک افزایش مقطعی قیمت نیست. جنگ خاورمیانه، برای بسیاری از اقتصادهای آسیایی بار دیگر روشن کرده که امنیت انرژی هنوز یک مسئله راهبردی و بنیادی است؛ بهویژه برای کشورهایی که موتور تولید جهانیاند اما سوخت این موتور را تقریباً به طور کامل از بیرون میخرند.
تنوعبخشی به واردات، استفاده از ذخایر راهبردی، توقف صادرات فرآوردهها، سازوکارهای کمک متقابل و حتی آمادهسازی برای صرفهجویی اجباری، همه نشان میدهد که دولتهای آسیایی این بحران را در سطحی بسیار جدی تلقی میکنند. اگر جنگ طولانی شود، مسئله فقط افزایش هزینه انرژی نخواهد بود؛ بلکه کل معماری تولید، تجارت و ثبات قیمتی در آسیا میتواند تحت فشار قرار گیرد.



