بازار؛ گروه استان ها: با نامگذاری سال ۱۴۰۱ از سوی رهبر انقلاب با عنوان «تولید؛ دانشبنیان، اشتغال آفرین» و همچنین توجه ایشان در سال های اخیر به مسئله تولید در کشور، اهمیت این موضوع بیش از پیش محرز می شود اما آنچه امروز شاهد هستیم مشکلات و سیاست گذاری هایی است که با این مهم در تعارض بوده و نفَس تولید را به شماره انداخته است.
خودتحریمی در صادرات و فرایندهای اداری، بخشنامهها و اقدامات عجیب در این حوزه موضوعی است که تولید کننده را با سرگردانی مواجه کرده است ضمن اینکه امروز تقریبا اکثر صنایع ما از نظر فناوری، نسل دو هستند و هم پا با دنیا بروزرسانی نمی شوند که این مسئله در کنار سیاست های غلط و بسیاری از عوامل دیگر باعث کوتاه شدن دست تولید کننده ایرانی از بازار جهانی می شود.
در کنار این موارد، تولید کننده در بازار داخل هم با چالش ها و تصمیمات غلط مواجه است چراکه دولت به طور معمول برای مقابله با افزایش قیمت و تورم، اقدام به سرکوب قیمتها و تعیین نرخ دستوری میکنند، رفتاری که نه تنها به تثبیت قیمت کالاها کمکی نکرده بلکه التهاب بازار را بیشتر می کند.
به باور کارشناسان، سیاست اقتصاد دولتی نه تنها بازخورد مثبتی برای اقتصاد کلان نخواهد داشت بلکه هرلحظه شرایط را برای تولیدکنندگان سختتر می کند. در این رابطه «محمدعلی افضلی» مدیرعامل شرکت لبنیات و شیر پاستوریزه ایلوار می گوید: بازار جهانی نمی تواند خود را با قوانین لحظه ای کشور ما تطبیق دهد و به سرعت در حال پیشرفت است و اگر ما نتوانیم در جریان این رقابت قرار بگیریم، وضعیت صنایع روز به روز وخیم تر خواهد شد. در این گفتگو افضلی برایمان از چالش های پیش روی صنعت لبنیات و مشکلات اقتصادی کشور بیشتر می گوید.
* معضل این روزهای کارخانجات لبنی چیست؟
۹۹ درصد کارخانجات لبنی قبل از سال ۹۰ راه اندازی شده و ماشین آلات این صنعت متعلق به دهه ۸۰ است که نیاز به بروز رسانی دارد زیرا استفاده از تکنولوژی بروز در مصرف آب، انرژی و نیروی انسانی و همچنین نوع بسته بندی و بسیاری از مسائل دیگر مؤثر است اما در حال حاضر به دلیل عقب ماندگی در این حوزه، در بازارهای جهانی سهمی نداشته و نمی توانیم به صورت حرفه ای به صادرات فکر کنیم.
عمده بازار صادراتی ما در صنعت لبنی، کشورعراق است که با شرایطی فعلی آن هم به گونه ای از دست رفته، ضمن اینکه کشور عراق در حال راه اندازی کارخانجات لبنی با تکنولوژی بسیار پیشرفته است، بنابراین بزودی این بازار را از دست خواهیم داد که برای به دست آوردن مجدد آن باید هزینه های هنگفتی را پرداخت کرد.
دولت باید بداند که بازار جهانی در انتظار محصولات کشور ما نمی ماند و با قوانین لحظه ای یا تصمیمات خلق الساعه وفق پیدا نمی کند به این ترتیب اگر ما توانایی ارائه خدمات را نداشته باشیم کشورهای دیگر در این رقابت پیروز خواهند شد چراکه تکنولوژی و صنایع تولیدی در دنیا به سرعت در حال بروزرسانی است اما در ایران برای این مسئله اهمیت قائل نیستند و از طرفی ماشین آلات قدیمی هم هزینه تولید و ضایعات را افزایش داده و اجازه حضور در بازار جهانی را نمی دهد.
ضمن اینکه نرخ ارز و تورم شرایطی را به وجود آورده که تمام واحدهای صنعتی دچار مشکل مالی شدند. برخی معتقدند در این شرایط سرمایه واحد های صنعتی هم افزایش یافته اما این صنایع در شرایطی قرار دارند که به دلیل وجود تحریم، حتی در تامین قطعات یدکی با چالش روبرو هستند و در واقع نگهداری واحد صنعتی بزرگترین معضل این روزهای کارخانجات است.
در حال حاضر واحدهای صنعتی خوبی در حوزه محصولات لبنی در گلستان وجود دارد که دلیل فعالیت آنها با ظرفیت پایین مشکل مالی و عدم بهره مندی از تسهیلات بانکی است که برای توسعه آن، باید بازسازی و نوسازی را در دستور کار قرار داد.
*مشکل واحدهای تولیدی در زمینه صادرات را بفرمایید.
در چنین شرایطی که واحدهای تولید با تنگناهای مالی مواجه هستند تنها راه نجات کشور صادرات است زیرا در قبال آن ارز وارد کشور می شود اما با به وجود آمدن تعهدات ارزی از سال ۹۷، بسیاری از بازرگانان، تجارت را کنار گذاشتند.
دولت باید برنامه ای مدون و مشخص برای صادرات داشته باشد زیرا صادرکننده با بخشنامه های لحظه ای و روزانه، هیچ افقی را برای صادرات پیش روی خود نخواهد دید و در این شرایط بازرگانان داخلی و خارجی به طور مشخص، به صادرات فکر نمی کنند.
در شرایط فعلی مصرف کننده دیگر خریدار لبنیات نیست زیرا فرهنگ مصرف عوض شده و این موضوع سلامت مردم را به خطر می اندازد که تبعات آن را در بخش بهداشت، درمان و سلامت مردم خواهیم بود.
وقتی دولت صادرات را منع می کند باید تولید کننده را مورد حمایت قرار دهد، در شرایط بحرانی تولید مازاد را از او خریداری کند و سبب ایجاد تعادل در بازار شود و در واقع دولت باید حامی مصرف کننده و تولید کننده باشد.
*تعیین قیمت دستوری چه تاثیری بر صنایع دارد؟
در تعیین قیمت دستوری صرفا به برخی ظواهر توجه می شود و تورم، افزایش لحظه ای هزینه های بسته بندی، ضرر و زیان تولید کننده و بسیاری از فاکتورها لحاظ نشده و در نهایت یک قیمت تعیین و نسخه آن کالا برای چندین ماه پیچیده می شود این در حالی است که هزینه های تولید آن کالا لحظه ای تغییر می کند.
در قیمت دستوری به مسئله برندینگ توجه نشده و تفاوتی بین کالای با کیفیت که بهترین بسته بندی و مواد اولیه در آن بکار رفته و هزینه تبلیغات و کارشناسی برای آن پرداخت شده، با کالاهای دیگر وجود ندارد.
در صنعت لبنیات اگر کالا فروش نرود، برگشت خورده و تبدیل به ضایعات می شود که به این مسئله هم در قیمت تمام شده هیچ توجه ای نمی شود.
اگر مسیر تولید تا عرضه کالا کارشناسی باشد و صرفا از روی مصلحت، قیمت دستوری برای کالاها مشخص نشود، بازار تعیین کننده قیمت خواهد بود. در واقع قیمت دستوری تیشه به ریشه تولید است که اگر این شیوه درست بود تعداد زیادی واحد صنعتی در گلستان تعطیل نمیشد.
در کشور ما تولید کننده هیچ جایگاهی ندارد و در سازمان های مختلف هم ارزشی برای این قشر قائل نیستند. برخی تولید کنندگان تحصیلات دانشگاهی، تخصص و تجربه داشتند اما به دلیل حجم اعظم مشکلات ترجیح داده اند از این حوزه خداحافظی کنند.



