بحران بلندمرتبه‌سازی در گرگان؛ تصمیم‌گیری بر پایه علم یا مخالفت‌های تکراری و بی تحلیل؟

شهرها برای بقا و توسعه ناگزیر از تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر دانش، مطالعات تخصصی و آینده‌نگری هستند. در چنین شرایطی، هرگونه مخالفت یا موافقت با طرح‌های توسعه شهری نیز باید بر پایه تحلیل‌های فنی، داده‌های علمی و ارزیابی‌های دقیق صورت گیرد؛ نه بر اساس کلی‌گویی‌ها و رویکردهای از پیش تعیین‌شده.

زیبا بالاجادی
4 دقیقه - زمان مطالعه

به گزارش نویاب؛ شهرها برای بقا و توسعه ناگزیر از تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر دانش، مطالعات تخصصی و آینده‌نگری هستند. در چنین شرایطی، هرگونه مخالفت یا موافقت با طرح‌های توسعه شهری نیز باید بر پایه تحلیل‌های فنی، داده‌های علمی و ارزیابی‌های دقیق صورت گیرد؛ نه بر اساس کلی‌گویی‌ها و رویکردهای از پیش تعیین‌شده.

موضوع بلندمرتبه‌سازی در گرگان نیز از همین جنس است. بلندمرتبه‌سازی نه یک تهدید ذاتی برای محیط زیست محسوب می‌شود و نه یک راه‌حل مطلق برای توسعه شهری. آنچه اهمیت دارد، چگونگی طراحی، مکان‌یابی، ضوابط اجرایی و ارزیابی آثار آن است. امروزه در بسیاری از شهرهای توسعه‌یافته جهان، بلندمرتبه‌سازی بخشی از راهبرد مدیریت زمین، کنترل گسترش افقی شهرها، کاهش تخریب اراضی پیرامونی و افزایش بهره‌وری زیرساخت‌های شهری به شمار می‌رود.

Ad image

در دهه‌های اخیر، مجموعه‌ای از استانداردها، مدل‌های شبیه‌سازی و روش‌های ارزیابی محیط‌زیستی برای پروژه‌های بلندمرتبه تدوین شده است. مطالعات مربوط به جریان باد، سایه‌اندازی، مصرف انرژی، مدیریت آب‌های سطحی، کاهش انتشار آلاینده‌ها و حفظ کریدورهای زیست‌محیطی، همگی ابزارهایی هستند که امکان تصمیم‌گیری علمی درباره این نوع پروژه‌ها را فراهم می‌کنند. بنابراین اصل بلندمرتبه‌سازی نه تنها در تعارض ذاتی با محیط زیست نیست، بلکه در بسیاری از موارد می‌تواند به حفظ زمین‌های طبیعی و جلوگیری از گسترش بی‌رویه شهرها نیز کمک کند.

سؤال اصلی اینجاست که مخالفت با بلندمرتبه‌سازی در گرگان بر چه مبنای کارشناسی استوار است؟ آیا مطالعات مشخصی ارائه شده که نشان دهد این طرح در محل مورد نظر دارای آثار غیرقابل جبران محیط‌زیستی است؟ آیا گزارش‌های فنی، مدل‌های ارزیابی و مستندات تخصصی در اختیار افکار عمومی و تصمیم‌گیران قرار گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است، این مستندات باید مبنای گفت‌وگوی تخصصی قرار گیرد. اما اگر مخالفت‌ها صرفاً بر پایه رویکردهای کلی و تکرار استدلال‌های گذشته باشد، نمی‌توان آن را تصمیمی علمی دانست.

نکته قابل تأمل آن است که بخش مهمی از چالش‌های زیست‌محیطی استان گلستان و شهر گرگان، از تخریب منابع طبیعی، آلودگی رودخانه‌ها، مدیریت نامناسب پسماند، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و تغییر کاربری‌های گسترده ناشی می‌شود؛ مسائلی که شهروندان سال‌ها آثار آن را لمس کرده‌اند. در چنین شرایطی انتظار می‌رود دستگاه‌های مسئول، علاوه بر ایفای نقش نظارتی، ظرفیت بیشتری برای ارائه راهکارهای علمی و مشارکت در فرآیند توسعه پایدار داشته باشند.

توسعه شهری نیازمند توازن میان حفاظت از محیط زیست و پاسخ به نیازهای جمعیتی و اقتصادی شهرهاست. نه می‌توان به بهانه توسعه، الزامات محیط‌زیستی را نادیده گرفت و نه می‌توان با مخالفت‌های کلی و فاقد پشتوانه کارشناسی، مسیر هرگونه تحول شهری را مسدود کرد. آنچه گرگان امروز به آن نیاز دارد، گفت‌وگوی تخصصی، انتشار مطالعات فنی و تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد است؛ نه تقابل میان توسعه و محیط زیست.

اگر قرار است با بلندمرتبه‌سازی مخالفت شود، این مخالفت باید مستند، شفاف و قابل دفاع باشد. و اگر مطالعات علمی نشان دهد که پروژه‌ای با رعایت ضوابط فنی و محیط‌زیستی قابل اجراست، مقاومت در برابر آن نه دفاع از محیط زیست، بلکه ایستادن در برابر توسعه علمی شهر خواهد بود.

اما در خروجی مدیران محیط زیست فقط یک جمله شنیده می شود؛ مخالفیم! بدون حتی یک خط تحلیل علمی.


 

به اشتراک بگذارید
زیبا بالاجادی، کارشناس پیام رسان ها و محتوای سایت نویاب.
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *