فرصت‌سوزی در سایه جنگ؛ گلستان در سایه انفعال «فعالی» فقط میزبان ماند، نه مقصد

در حالی که گلستان در ایام جنگ به یکی از مقاصد امن برای مهاجرت موقت شهروندان تبدیل شد، نبود برنامه‌ریزی هدفمند از سوی مسئولان به‌ویژه میراث فرهنگی، این فرصت را به یک ظرفیت از دست‌رفته تبدیل کرد.

6 دقیقه - زمان مطالعه

به گزارش نویاب؛ تحولات ناشی از جنگ و ناامنی در برخی شهرهای کشور، همواره الگوهای جابه‌جایی جمعیت را تغییر می‌دهد و مناطقی که از ثبات نسبی برخوردارند، به‌طور طبیعی به مقاصد امن برای اقامت کوتاه‌مدت یا حتی میان‌مدت تبدیل می‌شوند. در جریان جنگ اخیر نیز، استان گلستان به‌واسطه موقعیت جغرافیایی، فاصله از کانون‌های بحران و برخورداری از امنیت نسبی، به یکی از مهم‌ترین مقاصد سفر و استقرار موقت شهروندان از مناطق درگیر تبدیل شد. با این حال، آنچه در این میان قابل نقد جدی است، نحوه مواجهه مدیران استانی، به‌ویژه در حوزه گردشگری و میراث فرهنگی، با این موقعیت کم‌نظیر است.

در شرایطی که هزاران نفر از شهروندان، با انگیزه‌هایی فراتر از گردشگری—اعم از حفظ امنیت، کاهش فشار روانی ناشی از جنگ و یافتن محیطی آرام‌تر—به گلستان سفر کردند، انتظار می‌رفت دستگاه‌های متولی، این جابه‌جایی را صرفاً به‌عنوان یک «موج مسافر» تلقی نکنند، بلکه آن را به‌مثابه یک «فرصت راهبردی» برای بازتعریف جایگاه استان در نقشه گردشگری و حتی سرمایه‌گذاری کشور ببینند. اما در عمل، رویکرد غالب، به سطحی‌ترین شکل ممکن یعنی «میزبانی حداقلی» تقلیل یافت.

Ad image

اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان گلستان، به‌عنوان نهاد اصلی سیاست‌گذار در این حوزه، می‌توانست با طراحی یک بسته جامع تجربه‌محور، حضور این جمعیت را از یک اقامت منفعل به یک تجربه فعال و به‌یادماندنی تبدیل کند. گلستان، با برخورداری از تنوع کم‌نظیر اقلیمی—از جنگل‌های هیرکانی گرفته تا سواحل دریای خزر، دشت‌های وسیع و زیست‌بوم‌های بکر—این ظرفیت را داشت که به پناهگاهی نه‌فقط برای «اقامت»، بلکه برای «بازسازی روانی» و «تجربه زیست متفاوت» تبدیل شود.

بی توجهی به گردشگری تاب آور

اما شواهد میدانی نشان می‌دهد که چنین نگاهی در سطح سیاست‌گذاری و اجرا شکل نگرفت. نه برنامه‌ریزی مشخصی برای هدایت مسافران به جاذبه‌های کمتر شناخته‌شده انجام شد، نه رویدادهای فرهنگی، تفریحی یا حتی سلامت‌محور برای کاهش فشار روانی ناشی از جنگ طراحی شد، و نه بسته‌های اطلاع‌رسانی هدفمند برای معرفی ظرفیت‌های استان به این جمعیت در نظر گرفته شد. در نتیجه، بخش قابل توجهی از این حضور انسانی، بدون خلق ارزش افزوده برای استان و حتی بدون ایجاد تجربه‌ای متمایز برای مسافران، سپری شد.

این در حالی است که در ادبیات مدیریت بحران و گردشگری، یکی از رویکردهای شناخته‌شده، «گردشگری تاب‌آور» (Resilient Tourism) است؛ مفهومی که بر استفاده از ظرفیت‌های گردشگری برای کاهش آثار روانی و اجتماعی بحران‌ها تأکید دارد. استان گلستان، به‌دلیل ویژگی‌های طبیعی و اجتماعی خود، می‌توانست به‌راحتی مصداقی موفق از این رویکرد باشد، اما فقدان برنامه‌ریزی و نگاه راهبردی، این امکان را به حاشیه راند.

آب بندان روستای شفیع آباد

نکته مهم‌تر آن است که حضور این حجم از مسافران، صرفاً یک فرصت کوتاه‌مدت اقتصادی نبود، بلکه می‌توانست به سکویی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت تبدیل شود. بسیاری از افرادی که در این ایام به گلستان سفر کردند، از فعالان اقتصادی، صاحبان کسب‌وکار و حتی سرمایه‌گذاران بالقوه بودند. تجربه مثبت از یک منطقه، می‌تواند در تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری، خرید ملک یا توسعه کسب‌وکار در آن منطقه نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. اما وقتی این تجربه، فاقد برنامه، روایت و مزیت رقابتی باشد، طبیعتاً چنین خروجی‌ای نیز حاصل نخواهد شد.

ظرفیت های خدادادی بدون روایتگری موثر

از منظر برندینگ مقصد، آنچه در این ایام رخ داد، یک خلأ جدی در «روایت‌سازی» برای استان گلستان بود. هیچ پیام منسجم و هدفمندی درباره «گلستان به‌عنوان مقصد امن، آرام و متفاوت در بحران» تولید و توزیع نشد. در حالی که بسیاری از مناطق در دنیا، در شرایط مشابه، با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و کمپین‌های ارتباطی، چنین موقعیت‌هایی را به نقطه عطفی در بازتعریف برند خود تبدیل کرده‌اند.

واقعیت این است که در شرایط بحران، تفاوت میان «مدیریت انفعالی» و «مدیریت فرصت‌محور» به‌شدت تعیین‌کننده است. گلستان در این مقطع، می‌توانست از یک استان میزبان، به یک مقصد الهام‌بخش و حتی یک قطب جدید در گردشگری داخلی و سرمایه‌گذاری تبدیل شود. اما این تحول، نیازمند نگاهی فراتر از مدیریت روزمره و اقداماتی فراتر از ارائه خدمات حداقلی بود.

اکنون نیز اگرچه بخش عمده‌ای از این فرصت از دست رفته، اما هنوز برای بازنگری در رویکردها دیر نشده است. تدوین برنامه‌های پساجنگ برای جذب مجدد این گروه از مسافران، طراحی رویدادهای هدفمند، تقویت زیرساخت‌های اطلاع‌رسانی و مهم‌تر از همه، بازتعریف روایت استان در سطح ملی، می‌تواند بخشی از این عقب‌ماندگی را جبران کند.

در نهایت باید پذیرفت که در دنیای امروز، حتی بحران‌ها نیز می‌توانند به فرصت تبدیل شوند—به شرط آنکه اراده، برنامه و نگاه راهبردی برای بهره‌برداری از آن‌ها وجود داشته باشد. گلستان، در میانه یک بحران ملی، فرصتی کم‌نظیر برای دیده‌شدن داشت؛ فرصتی که بیش از آنکه بالفعل شود، در سایه انفعال مدیریتی، به حاشیه رفت.

به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *