به گزارش نویاب، نتایج تازه یک نظرسنجی ملی نشان میدهد امید به خانهدار شدن در میان ایرانیان به پایینترین سطح خود رسیده است؛ جایی که اکثریت قاطع جامعه حتی احتمال خرید مسکن در آینده نزدیک را منتفی میدانند. این دادهها تصویری روشن از شکاف عمیق میان درآمد خانوار و قیمت مسکن ارائه میکند؛ شکافی که حالا به یک بحران اجتماعی تبدیل شده است.
مسکن از کالای مصرفی تا رؤیای دستنیافتنی
بازار مسکن در ایران طی سالهای اخیر از یک نیاز مصرفی به یکی از پیچیدهترین بحرانهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. افزایش مداوم قیمت زمین و ساختمان، کاهش قدرت خرید خانوارها، رشد هزینههای ساخت و نبود نظام تأمین مالی کارآمد، باعث شده خانهدار شدن برای بخش بزرگی از جامعه از یک هدف قابل برنامهریزی به آرزویی دور تبدیل شود. اکنون دادههای رسمی افکارسنجی، این واقعیت را با عدد و رقم تأیید میکند؛ آماری که نشان میدهد ناامیدی عمومی نسبت به آینده بازار مسکن به شکل بیسابقهای افزایش یافته است.
۸۴ درصد مردم؛ «اصلاً احتمال ندارد»
بر اساس دادههای منتشرشده توسط افکارسنجی ملت وابسته به مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، وقتی از مردم پرسیده شد «چقدر احتمال دارد در یک سال آینده صاحبخانه شوید؟» پاسخها تصویری نگرانکننده از وضعیت اقتصادی خانوارها ارائه داد.
طبق این نظرسنجی که نتایج آن در آبان ۱۴۰۴ منتشر شده، ۸۴ درصد پاسخگویان اعلام کردهاند «اصلاً احتمال ندارد» بتوانند در یک سال آینده خانهای خریداری کنند. در مقابل، تنها ۲.۴ درصد از افراد شرکتکننده همچنان امید بالایی به خانهدار شدن دارند؛ رقمی که نشاندهنده کوچک شدن شدید طبقه قادر به ورود به بازار خرید مسکن است.
گزارش منتشرشده توسط رسانه «زومان» نشان میدهد این ناامیدی تنها محدود به دهکهای پایین درآمدی نیست و حتی بخشهایی از طبقه متوسط شهری نیز عملاً از بازار خرید حذف شدهاند؛ موضوعی که میتواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای در سالهای آینده ایجاد کند.
واکنش دولت؛ تأکید بر افزایش عرضه و ساختوساز
در سطح سیاستگذاری، دولت همچنان راهکار اصلی را افزایش تولید مسکن عنوان میکند. وزیر راه و شهرسازی در اظهاراتی درباره وضعیت بازار مسکن اعلام کرده است: «اصلیترین مسیر کنترل قیمتها، افزایش عرضه و تسریع در اجرای پروژههای ساخت مسکن است و برنامه دولت، فعالسازی ظرفیتهای زمین و تسهیل فرآیند ساخت برای کاهش فشار بازار است.»
این اظهارات که به نقل از پایگاه اطلاعرسانی وزارت راه و شهرسازی منتشر شده، نشان میدهد سیاست رسمی همچنان بر محور تولید انبوه و تحریک سمت عرضه قرار دارد. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند فاصله میان سرعت رشد قیمتها و توان اجرای پروژههای ساخت، باعث شده اثر سیاستهای دولتی با تأخیر یا محدودیت مواجه شود.
کارشناسان اقتصادی تأکید میکنند که حتی در صورت افزایش ساختوساز، بدون اصلاح نظام تسهیلات بانکی و تأمین مالی، بخش بزرگی از متقاضیان واقعی همچنان امکان ورود به بازار را نخواهند داشت.
نگاه کارشناسی؛ بحران قدرت خرید، نه فقط کمبود مسکن
در تحلیل ریشههای این وضعیت، بسیاری از متخصصان حوزه مسکن مشکل اصلی را نه صرفاً کمبود واحد مسکونی، بلکه سقوط قدرت خرید خانوارها میدانند. بیتالله ستاریان، کارشناس اقتصاد مسکن، در گفتوگو با خبرگزاری مهر تأکید کرده است:
«بازار مسکن ایران بیش از آنکه با کمبود عرضه مواجه باشد، با بحران تقاضای مؤثر روبهروست؛ یعنی مردم نیاز به مسکن دارند اما توان مالی خرید را از دست دادهاند.»
او در ادامه توضیح میدهد: «وقتی نسبت قیمت مسکن به درآمد خانوار چندین برابر استاندارد جهانی میشود، طبیعی است که مردم از بازار خارج شوند. در چنین شرایطی حتی افزایش ساختوساز هم لزوماً به افزایش معاملات منجر نمیشود.»
این دیدگاه نشان میدهد کاهش امید به خانهدار شدن، نتیجه مستقیم یک روند بلندمدت اقتصادی است؛ روندی که طی آن رشد قیمت مسکن بسیار سریعتر از افزایش دستمزدها و درآمد واقعی خانوارها بوده است.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناامیدی مسکنی
ادامه این روند میتواند پیامدهایی فراتر از بازار املاک داشته باشد. کاهش امکان خانهدار شدن معمولاً با افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ تشکیل خانواده، رشد اجارهنشینی بلندمدت و افزایش مهاجرت از کلانشهرها همراه میشود. همچنین، بازار اجاره تحت فشار مضاعف قرار میگیرد؛ زیرا خانوارهایی که توان خرید ندارند، برای مدت طولانیتری در بازار اجاره باقی میمانند.
از منظر کلان اقتصادی نیز رکود معاملات خرید میتواند به کاهش گردش سرمایه در بخش ساختمان منجر شود؛ بخشی که traditionally یکی از موتورهای محرک اقتصاد ایران محسوب میشود و با صنایع متعددی از فولاد تا خدمات مهندسی ارتباط مستقیم دارد.
شکاف میان سیاست و واقعیت بازار
دادههای نظرسنجی نشان میدهد سیاستهای فعلی هنوز نتوانستهاند احساس امنیت اقتصادی را به جامعه بازگردانند. در حالی که دولت بر افزایش عرضه تمرکز دارد، جامعه بیش از هر چیز با بحران دسترسی مالی مواجه است. ترکیب تورم عمومی، افزایش هزینه ساخت، نرخ سود تسهیلات و محدودیت وامهای مسکن، باعث شده حتی پروژههای جدید نیز الزاماً به خانهدار شدن اقشار متوسط منجر نشود.
به بیان دیگر، مسئله اصلی بازار مسکن ایران دیگر صرفاً «ساختن خانه» نیست، بلکه «قابل خرید بودن خانه» است؛ تفاوتی که اگر در سیاستگذاری لحاظ نشود، ممکن است آمار ناامیدی در سالهای آینده نیز تداوم یابد.
نتایج افکارسنجی اخیر را میتوان یک هشدار جدی برای سیاستگذاران اقتصادی دانست. وقتی ۸۴ درصد مردم احتمال خانهدار شدن خود را نزدیک به صفر میدانند، مسئله از یک چالش بخشی عبور کرده و به یک دغدغه اجتماعی تبدیل شده است. بازگشت امید به بازار مسکن، نیازمند مجموعهای از اصلاحات همزمان در حوزه تأمین مالی، کنترل تورم، افزایش عرضه هدفمند و حمایت واقعی از خریداران مصرفی است. در غیر این صورت، رؤیای خانهدار شدن برای بخش بزرگی از جامعه همچنان دورتر خواهد شد.


