سفر کم‌صدا، مسائل پرصدا؛ حضور رئیس جمهور در گلستان و تکرار یک الگوی نگران‌کننده

مدیر سایت
8 دقیقه - زمان مطالعه

به گزارش نویاب، سفر رئیس‌جمهور به استان گلستان، اگرچه در تقویم دولت ثبت شده، اما در افکار عمومی استان هنوز جا نیفتاده است. نه به دلیل بی‌اهمیتی این سفر، بلکه به این علت که از همان ابتدا با اطلاع‌رسانی محدود، تأخیر معنادار و ابهام در محتوا همراه بوده است. وعده اولیه این سفر حدود دو ماه پیش مطرح شد، اما حالا در شرایطی قرار است برگزار شود که نه تنها شور و مطالبه‌گری اجتماعی پیرامون آن شکل نگرفته، بلکه به نظر می‌رسد اراده‌ای برای شنیده شدن صدای استان نیز وجود ندارد.

سفرهای استانی رؤسای جمهور، به‌طور سنتی باید نقطه تمرکز دولت بر مسائل انباشته و پروژه‌های راهبردی هر استان باشد؛ فرصتی برای تصمیم‌سازی، تخصیص منابع و اعلام برنامه‌های مشخص. اما آنچه از شواهد موجود درباره سفر رئیس دولت چهاردهم به گلستان برمی‌آید، بیش از آنکه نویدبخش حل مسئله باشد، یادآور یک سفر تشریفاتی با حداقل دستاورد ملموس است.

سفرهای استانی در همه دولت‌ها با یک هدف مشترک تعریف شده‌اند: لمس مستقیم مسائل مردم، تصمیم‌گیری میدانی و تسریع در حل مشکلات انباشته. اما واقعیت امروز نشان می‌دهد این ابزار مهم حکمرانی، به‌تدریج از کارکرد اصلی خود فاصله گرفته و در بسیاری موارد به دید و بازدیدهایی پرهزینه، کم‌خروجی و کوتاه‌اثر تبدیل شده است.

سفر استانی یا دید و بازدید پرهزینه؟

- تبلیغات -
Ad image

در سال‌های اخیر، آنچه از بسیاری سفرهای استانی در ذهن مردم باقی می‌ماند، نه افتتاح یک پروژه اثرگذار یا اعلام یک تصمیم راهبردی، بلکه ترافیک، تعطیلی‌های ناخواسته، جلسات پشت درهای بسته و تکرار فهرست کمبودهاست؛ کمبودهایی که مردم سال‌ها با آن زندگی کرده‌اند و نیازی به یادآوری دوباره ندارند. این سفرها، به‌جای کاهش فاصله دولت و جامعه، گاهی تنها نقش آینه‌ای را ایفا می‌کنند که دردهای مزمن را دوباره مقابل چشم مردم قرار می‌دهد، بدون آنکه درمانی ارائه شود.

پرهزینه بودن این سفرها فقط به بُعد مالی محدود نمی‌شود. بسیج گسترده مدیران، توقف برنامه‌های جاری دستگاه‌ها، تمرکز بر گزارش‌سازی به‌جای حل مسئله و آماده‌سازی‌های نمایشی، هزینه‌ای پنهان اما سنگین به مدیریت اجرایی کشور تحمیل می‌کند. در نهایت نیز خروجی ملموس این رفت‌وآمدها، در بسیاری موارد به چند مصوبه کلی، وعده پیگیری و عکس‌های یادگاری محدود می‌شود.

نکته قابل تأمل آنجاست که خود مدیران ارشد و میانی نیز بارها تأکید کرده‌اند سفرهای استانی نباید تشریفاتی و نمایشی باشد. در جلسات رسمی، همواره از لزوم «مسئله‌محوری»، «پرهیز از کلی‌گویی» و «تمرکز بر پروژه‌های اولویت‌دار» سخن گفته می‌شود، اما در عمل، سازوکار اجرایی این سفرها کمتر با این توصیه‌ها همخوانی دارد.

حضور بدون نقشه با بگیر و ببندهای زیاد!

- تبلیغات -
Ad image

وقتی سفر استانی بدون نقشه راه، بدون زمان‌بندی مشخص و بدون تعیین متولی پاسخگو برگزار می‌شود، نتیجه‌ای جز فرسایش سرمایه اجتماعی نخواهد داشت. مردم، بیش از شنیدن شرح مشکلات، منتظر دیدن نشانه‌ای از حل آن‌ها هستند. یادآوری کمبود آب، بیکاری، ضعف زیرساخت یا عقب‌ماندگی توسعه‌ای، زمانی معنا دارد که همزمان با آن، برنامه‌ای شفاف و قابل سنجش ارائه شود.

نگاهی به عملکرد ماه‌های اخیر سکاندار دولت در گلستان و مدیران کل دستگاه‌های اجرایی استان نشان می‌دهد که پروژه شاخص، پیشران و اثرگذاری برای ارائه در این سفر تدارک دیده نشده است. این در حالی است که گلستان، استانی با ظرفیت‌های کم‌نظیر در کشاورزی، ترانزیت، گردشگری و تجارت مرزی است، اما سال‌هاست در چرخه‌ای از وعده‌های نیمه‌تمام و پروژه‌های بلاتکلیف گرفتار شده است.

شاخص‌ترین مسئله گلستان امروز نه افتتاح پروژه جدید، بلکه بحران‌هایی است که هر سال عمیق‌تر می‌شوند؛ بحران‌هایی که طی دو دهه گذشته، سه رئیس‌جمهور را به خود دیده‌اند، اما همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند. از بحران آب و فرونشست منابع، تا عقب‌ماندگی زیرساختی و محرومیت از پروژه‌های ملی.

پروژه های فراموش در سفر ۴ رئیس جمهور

پتروشیمی گلستان، به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین مطالبات اقتصادی استان، سال‌هاست میان وعده، توقف و ابهام دست‌به‌دست می‌شود. پروژه‌ای که می‌توانست موتور محرک اشتغال و ارزش افزوده باشد، هنوز درگیر تصمیمات ناتمام و عدم اجماع در سطح ملی است. راه‌آهن گرگان–مشهد نیز که می‌توانست نقش کلیدی در اتصال شرق و شمال کشور ایفا کند، همچنان در فهرست طرح‌های نیمه‌جان باقی مانده است.

منطقه آزاد اینچه‌برون، با وجود موقعیت ژئو‌اکونومیک ممتاز و همجواری با آسیای میانه، هنوز نتوانسته به یک پیشران واقعی توسعه تبدیل شود. نبود زیرساخت، فقدان برنامه عملیاتی، این ظرفیت راهبردی را به یک عنوان روی کاغذ تقلیل داده است. از سوی دیگر، پروژه‌های حیاتی مانند آب‌شیرین‌کن‌ها که برای امنیت آبی استان حیاتی‌اند، در حد وعده باقی مانده‌اند.

استان گلستان سال‌هاست با دو بحران هم‌زمان و درهم‌تنیده آب و انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بحران‌هایی که از مرحله هشدار عبور کرده و به مانعی جدی برای زیست، تولید و توسعه تبدیل شده‌اند. کاهش بارندگی، افت شدید منابع آب زیرزمینی و فرسودگی شبکه‌های انتقال، امنیت آبی استان را به‌شدت تشدید کرده است. در بسیاری از شهرها و روستاها، تأمین آب شرب پایدار به یک دغدغه روزمره بدل شده و کشاورزی، به‌عنوان ستون اقتصاد گلستان، بیشترین فشار را تحمل می‌کند.

در کنار بحران آب، ناترازی انرژی نیز به چالشی فزاینده تبدیل شده است. قطعی‌های برق، محدودیت گاز در فصل سرد و نبود زیرساخت‌های جایگزین، فعالیت صنایع، واحدهای تولیدی و حتی زندگی عادی مردم را مختل می‌کند. این در حالی است که گلستان ظرفیت‌های بالقوه‌ای در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر دارد، اما نبود برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری مؤثر، این ظرفیت‌ها را بلااستفاده گذاشته است.

تداوم این وضعیت، نه‌تنها توسعه استان را متوقف کرده، بلکه مهاجرت، بیکاری و فرسایش سرمایه اجتماعی را تشدید می‌کند. بحران آب و انرژی در گلستان، مسئله‌ای مقطعی نیست؛ نیازمند تصمیمات فوری، پروژه‌های زیرساختی و مدیریت یکپارچه است، پیش از آنکه به نقطه بازگشت‌ناپذیر برسد.

حضور پرنگ خبرنگاران؟ نه اصلا!

در چنین شرایطی، محدودسازی اطلاع‌رسانی درباره سفر رئیس‌جمهور نه یک تصمیم رسانه‌ای ساده، بلکه یک پیام سیاسی و مدیریتی است؛ پیامی که ناخواسته این برداشت را تقویت می‌کند که برنامه‌ای مشخص برای پاسخ به مطالبات انباشته وجود ندارد. تجربه نشان داده است هرگاه دولت‌ها با دست پر به استان‌ها رفته‌اند، از رسانه، مطالبه و شفافیت استقبال کرده‌اند؛ و هرگاه دستاوردی در کار نبوده، سفرها در سکوت برگزار شده است.

میزبانی از شخص اول قوه مجریه، نیازمند آماده‌سازی افکار عمومی، جمع‌بندی مطالبات و ارائه نقشه راه است. گلستان امروز بیش از هر چیز به تصمیمات شجاعانه، اولویت‌بندی واقعی و خروج از چرخه وعده‌درمانی نیاز دارد. اگر این سفر نیز بدون اعلام زمان‌بندی، منبع تأمین مالی و مسئول اجرا به پایان برسد، تنها به فهرست بلندبالای سفرهایی اضافه خواهد شد که آمدند، دیدند و گذشتند.

سفر رئیس‌جمهور به گلستان می‌تواند نقطه عطف باشد؛ اما نه با اطلاع‌رسانی محدود و برنامه‌های حداقلی. استان گلستان دیگر تاب آزمون و خطا ندارد. بحران‌ها منتظر نمی‌مانند و توسعه، با سفرهای کم‌صدا محقق نمی‌شود.

به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *