نویاب، سرویس اقتصاد ایران: پتروشیمی گلستان امروز بیش از آنکه یک پروژه صنعتی باشد، به نمادی از فرسایش اعتماد عمومی تبدیل شده است. سالهاست گفته میشود که مشکلات حقوقی، تأمین مالی یا مجوزها حل شده، اما در میدان اجرا اتفاق معناداری رخ نداده است. سهامدارانی که با امید توسعه استان و ایجاد اشتغال سرمایهگذاری کردند، جز تغییرات مدیریتی و بیانیههای تکراری، خروجی مشخصی مشاهده نکردهاند.
در چنین فضایی، صدور حکم «جزایری موسوی» از سوی شریعتمداری بهعنوان مدیرعامل جدید، بیش از آنکه نشانه آغاز یک فصل تازه باشد، در نگاه افکار عمومی بیشتر به اقدامی برای کنترل نارضایتی و فروکشکردن خشم انباشته سهامداران و بی پاسخی به شبهات مالی مدیران گذشته شباهت دارد. با این حال، همین تغییر میتواند ـ اگر درست مدیریت شود ـ به یک فرصت اصلاحی تبدیل شود به شرط آنکه این ابرپروژه از پروسه شکایت های مدیران بی پاسخ و ناتوان خارج شود.
فرصتی برای شفافسازی؛ نه تکرار کلیگویی
انتظار حداقلی از مدیریت جدید، نه صدور وعدههای تازه، بلکه تشریح صادقانه عملکرد گذشته است. پرسشهای مشخصی وجود دارد که سالها بیپاسخ ماندهاند:
- طی ادوار مدیریتی گذشته، چه میزان بودجه به پروژه تزریق شده است؟
- این منابع دقیقاً در چه بخشهایی هزینه شدهاند؟
- خروجی این هزینهکردها چه بوده و چرا به پیشرفت فیزیکی منجر نشده است؟
- پروژه اکنون در چه مرحلهای متوقف مانده و برنامه زمانبندیشده واقعی برای احداث و بهرهبرداری چیست؟
مدیران پیشین حاضر به پاسخگویی شفاف نبودند. اگر آقای جزایری بخواهد از همان مسیر برود، این تغییر مدیریتی نیز خیلی زود بیاعتبار خواهد شد.
نقش پتروشیمی خلیج فارس؛ شریک استراتژیک یا نامی تشریفاتی؟
یکی از ابهامهای مهم، نقش هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس در این پروژه است؛ نامی بزرگ که سالهاست در کنار پتروشیمی گلستان شنیده میشود، اما مشخص نیست سهم واقعی آن در پیشبرد پروژه چیست.
- آیا این هلدینگ قرار است تأمینکننده منابع مالی باشد؟
- آیا انتقال دانش فنی و تضمین اجرا بر عهده آن است؟
- یا صرفاً نامی است که برای افزایش اعتبار پروژه استفاده شده، بدون تعهد اجرایی مشخص؟
شفافسازی درباره نوع همکاری، میزان تعهد و زمانبندی ایفای نقش پتروشیمی خلیج فارس، یکی از کلیدیترین مطالبههای افکار عمومی است.
بودجههای گذشته، نیازهای آینده
سؤال مهم دیگر، مقایسه بودجههای دریافتی گذشته با میزان پیشرفت واقعی پروژه است. پیش از دوره مدیریتی اخیر و حتی قبلتر از مدیرعامل پیشین، چه میزان اعتبار جذب شده و نتیجه آن چه بوده است؟
اکنون نیز باید صریح گفته شود:
- برای تکمیل پتروشیمی گلستان چه مقدار سرمایه جدید نیاز است؟
- این سرمایه قرار است از چه منبعی (دولتی، هلدینگها، بازار سرمایه یا آورده جدید سهامداران) تأمین شود؟
- آیا اساساً مدل مالی پروژه هنوز توجیهپذیر است یا نیاز به بازنگری اساسی دارد؟
تبلیغات انتخاباتی و مسئولیت پاسخگویی
در این میان، نمیتوان از نقش برخی نمایندگان نیز چشمپوشی کرد. «رمضانعلی سنگدوینی» نماینده گرگان و آق قلا در مجلس شورای اسلامی، در دوره تبلیغات انتخابات مجلس، با بنرها و شعارهای پررنگ درباره راهاندازی پتروشیمی گلستان، انتظارات عمومی را بهشدت بالا برد. اما پس از شکست مجدد پروژه در خروج از بنبست، این صدا به سکوت تبدیل شد.
تبلیغاتی که مبتنی بر وعدههای محققنشده بوده، امروز نیازمند پاسخگویی شفاف است. افکار عمومی حق دارد بداند آن شعارها بر چه مبنایی مطرح شد و چرا پس از ناکامی پروژه، توضیحی ارائه نشد.
پتروشیمی گلستان، فراتر از یک پروژه صنعتی
پتروشیمی گلستان فقط یک طرح اقتصادی نیست؛ پروژهای است که سرمایه هزاران نفر از مردم استان را درگیر کرده و سالهاست با تعلیق، ناامیدی و فرسودگی اجتماعی گره خورده است. ادامه مسیر بدون شفافیت، این پروژه را از یک فرصت توسعهای به یک زخم مزمن اقتصادی و اجتماعی تبدیل خواهد کرد.
اگر قرار است این پروژه احیا شود، تنها راه آن پاسخگویی، شفافیت مالی، برنامه اجرایی واقعی و پذیرش مسئولیت گذشته است. هر مسیر دیگری، صرفاً تکرار همان چرخه وعده و فراموشی خواهد بود.

