به گزارش نویاب، در حالی که صنعت طیور همواره به عنوان یکی از ستونهای اصلی تأمین پروتئین در کشور شناخته میشود، امروز تولیدکنندگان این زنجیره در وضعیتی قرار دارند که از نظر اقتصادی «بحران بقا» نامیده میشود. شهاب خنجری، مدیرعامل زنجیره طیور آراز نوین تجارت، در میز گرد تخصصی چالش های زنجیره طیور در تحریریه آژانس خبری نویاب در اظهاراتی، تصویری از یک صنعت درگیر میان «بیثباتی بازار»، «فقدان همافزایی ساختاری» و «فشارهای دولتی» ارائه میدهد که نشان از شکاف عمیق میان واقعیتهای تولید و سیاستهای کلان دارد.
عصر بیثباتی: وقتی برنامهریزی به بنبست میرسد
یکی از تلخترین واقعیتهایی که تولیدکنندگان امروز با آن دستوپنجه نرم میکنند، از بین رفتن مفهوم «پیشبینیپذیری» است. شهاب خنجری با اشاره به وضعیت فعلی بازار، میگوید: «ما در شرایطی هستیم که حتی نمیدانیم فردا چه اتفاقی میافتد. برای داشتن راهکار، باید حداقل ۵۰ درصد از آینده را پیشبینی کرد، اما امروز ما با پدیدههایی روبرو هستیم که گویی در تاریکی مطلق حرکت میکنیم.»
او با مثال زدن از نوسانات شدید قیمت نهادهها، به ضررهای سنگین تولیدکنندگان اشاره میکند: «تصور کنید شما با نگاهی استراتژیک و برای جلوگیری از چالش، نهاده را در قیمت ۵۰ هزار تومان دپو میکنید، اما ناگهان بازار تغییر مسیر میدهد و قیمت به ۴۲ هزار تومان میرسد. این یعنی شما نه تنها برای امنیت خود برنامهریزی کردهاید، بلکه با خودتان وارد معامله ضرر شدهاید. این نوسانات، دقیقاً مشابه بازار خودرو و ادوات است؛ جایی که هیچ ثباتی وجود ندارد و تولیدکننده همواره در حال واکنش به اتفاقات ناگهانی است.»
بحران همافزایی: زنجیرهای که گره نمیخورد
بخش دیگری از اظهارات خنجری، به یکی از ریشهایترین مشکلات صنعت یعنی «فقدان همکاری میانبخشی» اشاره دارد. او معتقد است که زنجیره طیور، علیرغم داشتن تمام اجزای لازم، از نظر رفتاری دچار گسست است.
وی با انتقاد از نگاه رقابتی به جای نگاه همافزا میگوید: «ما زمانی موفق خواهیم بود که هر بخش، در حوزه تخصصی خود برتری داشته باشد؛ پرورشدهنده بر پرورش تمرکز کند، کشتارگاه بر کشتار و تامینکننده دارو بر کیفیت دارو. اما واقعیت این است که ما شاهد نوعی خودکفاییِ اشتباه هستیم؛ همه میخواهند همه چیز را خودشان داشته باشند. این روحیه، مانع از آن میشود که ما به عنوان یک “زنجیره واحد” با هم حرکت کنیم.»
او با اشاره به وضعیت انجمنها و گروههای تخصصی، وضعیت را اینگونه سختتر توصیف میکند: «در انجمنهای تخصصی، تصمیمات جمعی گرفته میشود، اما در مرحله عمل، هیچکس پای تعهدات خود نمیایستد. عدم اعتماد متقابل میان اعضای زنجیره، بزرگترین مانع برای عبور از این بحران است.»
استراتژی تغییر یافته: از «توسعه» به «مدیریت بقا»
در شرایطی که رشد و توسعه، رؤیای دور از دسترس به نظر میرسد، خنجری از تغییر استراتژی شخصی و مدیریتی خود سخن میگوید. او معتقد است در این دوران، تمرکز باید از “بزرگ کردن کسبوکار” به سمت “حفظ ثبات مالی” تغییر کند.
او مدل مدیریت نقدینگی خود را در این دوران پرریسک چنین تشریح میکند: «ما دیگر مانند گذشته تمام دارایی خود را در بازار یا انبارها نمیگذاریم. استراتژی من اکنون بر پایه تقسیم نقدینگی به سه بخش است: بخشی برای حفظ نقدینگی و کالاهای قابل تبدیل به نقد، بخشی برای چرخه تولید و بخشی برای حفظ موجودی. این یعنی تمرکز بر “ثبات” به جای “ریسکپذیری”؛ زیرا در این بازار، حفظ آنچه داریم، مهمتر از به دست آوردن چیزهای بیشتر است.»
دولت؛ رقیبِ خودخوانده در بازار رقابتی
در پایان، خنجری به سراغ چالشهای ساختاری و نقش دولت میرود. او معتقد است که صنعت طیور در حال حاضر در یک “بازار نیمهآزاد” گرفتار شده است که در آن، قدرت اصلی در دست تولیدکننده نیست.



