چرخش بزرگ در بازار مسکن؛ آینده ساخت و ساز در متراژ های کوچک

بازار ساخت‌وساز ایران در حالی به نیمه دوم سال ۱۴۰۴ رسیده که بسیاری از سازندگان و انبوه‌سازان از رکود معاملات، افزایش هزینه‌ها و دشواری تامین مالی سخن می‌گویند. با این حال، در دل همین رکود، نشانه‌هایی از تغییر الگوی تقاضا و فرصت‌های جدید سرمایه‌گذاری دیده می‌شود؛ تغییری که می‌تواند مسیر آینده صنعت ساختمان را دگرگون کند.

زمان مطالعه

به گزارش نویاب به نقل از تجارت نیوز، مطالعات میدانی نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از تقاضای واقعی بازار مسکن، به سمت واحدهای کوچک‌متراژ و میان‌قیمت حرکت کرده است؛ واحدهایی که متناسب با توان خرید زوج‌های جوان و اقشار متوسط طراحی می‌شوند و بازده سریع‌تری دارند. در چنین شرایطی، نگاه سازندگان نیز ناگزیر از تغییر است؛ از ساخت پروژه‌های بزرگ و پرهزینه، به سمت پروژه‌های اقتصادی‌تر و نقدشونده‌تر.

برای بررسی دقیق‌تر این روند در گفت‌وگویی تفصیلی با مهدی زرقانی، توسعه‌گر صنعت ساختمان و انبوه‌سازی و مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه کارآفرینی و عمران به تحلیل شرایط بازار، فرصت‌های پیش‌رو و مدل‌های موفق ساخت‌وساز در شرایط فعلی پرداخته است. زرقانی در این گفت‌وگو معتقد است آینده از آن سازندگانی است که به جای حجم، به بازده فکر می‌کنند و ساخت‌وساز را با واقعیت‌های اقتصادی جامعه همسو می‌سازند.

بسیاری از فعالان حوزه ساخت‌وساز این روزها با تردید به بازار نگاه می‌کنند و می‌پرسند در این شرایط اقتصادی، چه نوع پروژه‌ای توجیه اقتصادی دارد و می‌تواند بازگشت سریع‌تری برای سرمایه‌گذار داشته باشد. از نگاه شما، پاسخ این سؤال چیست؟

بازار ساخت‌وساز ایران در حال عبور از یک تغییر جدی است. اگر در سال‌های گذشته معیار موفقیت پروژه‌ها، بزرگی و تجمل بود، امروز این شاخص‌ها کاملا تغییر کرده است. در وضعیت فعلی کشور که پروژه‌های سنگین با بازگشت دیرهنگام و پرریسک همراه‌اند، توجیه اقتصادی با گذشته متفاوت شده.

امروز پرسش اصلی هر سازنده این است که چه نوع پروژه‌ای زودتر به نقدینگی می‌رسد و گردش سرمایه را حفظ می‌کند. پاسخ روشن است، پروژه‌های میان‌قیمت و کوچک‌متراژ که هم‌راستا با تغییر ساختار تقاضای جامعه‌اند.

منظورتان از تغییر ساختار تقاضا چیست؟ این تغییر دقیقا چه تاثیری بر نوع پروژه‌ها دارد؟

داده‌های میدانی نشان می‌دهد که در نیمه نخست سال ۱۴۰۴، بیشترین تقاضای واقعی در بازار مسکن مربوط به واحدهای زیر ۸۰ متر و میان‌قیمت بوده است. امروز زوج‌های جوان و مستاجرانی که توان خرید خانه‌های بزرگ را ندارند، به دنبال واحدهایی هستند که بتوانند بخرند یا اجاره کنند و در عین حال کیفیت قابل قبولی داشته باشد.

به همین دلیل، مسیر بازار از پروژه‌های لوکس و سرمایه‌ای، به سمت پروژه‌های میان‌قیمت با بازده سریع‌تر تغییر کرده است. به بیان دیگر، دوران پروژه‌های بزرگ و پرهزینه در حال پایان است و دوران ساخت پروژه‌های چابک و اقتصادی آغاز شده است.

به نظر می‌رسد یکی از محورهای اصلی نگاه شما، تاکید بر متراژ پایین و نقدشوندگی بالاست. این مدل چه مزیت‌هایی برای سازنده دارد؟

پروژه‌های کوچک‌متراژ چند مزیت کلیدی دارند. اول این‌که دوره بازگشت سرمایه در آن‌ها کوتاه‌تر است. چون اجرای چنین پروژه‌هایی سریع‌تر انجام می‌شود و فروش آن هم زمان کمتری می‌برد، سرمایه‌گذار زودتر به نقدینگی‌اش برمی‌گردد و می‌تواند وارد پروژه بعدی شود.

در شرایط تورمی، همین گردش سریع سرمایه حیاتی است. از سوی دیگر، تقاضای ثابت و دائمی برای واحدهای کوچک باعث می‌شود ریسک فروش به حداقل برسد. در بازاری که بحران اصلی فروش است، این نقدشوندگی بالا کلید بقای سازنده‌هاست.

در شرایط سخت تامین مالی، بسیاری از انبوه‌سازان از مشکلات بانکی گلایه دارند. آیا این مدل ساخت‌وساز می‌تواند در تامین منابع مالی هم مؤثر باشد؟

بله، قطعا. پروژه‌های کوچک‌تر و کم‌ریسک‌تر در بافت‌های میان‌قیمت و فرسوده شانس بیشتری برای دریافت وام یا جذب سرمایه مشارکتی دارند. بانک‌ها و سرمایه‌گذاران به این مدل اعتماد بیشتری دارند چون ریسک پایین‌تر و بازده مطمئن‌تری ارائه می‌دهد.

در واقع، سازنده‌ای که مدل پروژه‌اش را با واقعیت‌های اقتصادی تطبیق دهد، نه‌تنها از رکود عبور می‌کند بلکه در مسیر توسعه پایدار هم گام برمی‌دارد.

اشاره کردید به بافت‌های فرسوده. چرا این محدوده‌ها را برای اجرای پروژه‌های جدید مناسب می‌دانید؟

محلات قدیمی و کم‌برخوردار امروز بهترین زمین بازی برای ساخت‌وساز هوشمندانه‌اند. قیمت زمین در این مناطق هنوز منطقی است، هزینه تملک پایین‌تر است، و از طرفی دولت و شهرداری قانون های خوبی را برای پروانه ساخت، انشعابات و هزینه جواز بافت های فرسوده نسبت به سایر ملک ها در نظر گرفته اند.

اگر این فرصت با مدیریت صحیح پروژه، تامین مالی مرحله‌ای و طراحی متناسب با الگوی تقاضا همراه شود، می‌تواند به یک مدل سودآور و پایدار ساخت‌وساز تبدیل شود.

در پایان اگر بخواهید جمع‌بندی کنید، آینده صنعت ساختمان را در چه مدلی می‌بینید؟

واقعیت این است که بازار دیگر توان پروژه‌های بزرگ، پرهزینه و کم‌بازده را ندارد. آینده متعلق به سازندگانی است که به جای حجم، به بازده فکر می‌کنند؛ به جای متراژ، به سرعت نقدشوندگی.

تغییر نگاه از ساخت پروژه‌های لوکس به سمت پروژه‌های میان‌قیمت و کوچک‌متراژ، نه‌تنها پاسخی به شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز است، بلکه راهی برای عبور از رکود تورمی و حفظ جریان اشتغال در صنعت ساختمان محسوب می‌شود. در یک جمله باید بگویم بازار آینده، بازار سازندگان هوشمند است؛ نه سازندگان بزرگ.

به اشتراک بگذارید
نجمه جهانتیغ فعال رسانه ای و سردبیر گروه خبری نویاب.
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *